﴿قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضْعَفُ جُندًا﴾
سوره مبارکه مريم،آیه 75
تبلیغ شماره یک تبلیغ شماره دو تبلیغ شماره سه تبلیغ شماره چهار
آمار بازدید

ترجمه

بگو: «کسي که در گمراهي است، بايد خداوند به او مهلت دهد تا زماني که وعده الهي را با چشم خود ببينند: يا عذاب (اين دنيا)، يا (عذاب) قيامت! (آن روز) خواهند دانست چه کسي جايش بدتر، و لشکرش ناتوانتر است!»
ترجمه : آیت الله مکارم شیرازی
بگو: »هر که در گمراهي است [خداي‏] رحمان به او تا زماني مهلت مي‏دهد، تا وقتي آنچه به آنان وعده داده مي‏شود: يا عذاب‏، يا روز رستاخيز را ببينند؛ پس به زودي خواهند دانست جايگاه چه کسي بدتر و سپاهش ناتوان‏تر است‏.«
ترجمه : آقای فولادوند

تفسیر

نکته

1- هدف از مهلت به گمراهان و ترك عذاب دنيوى آنان ، افزايش ضلالت آنها است . تقابل اين آيه با آيه بعد نتيجه مى دهد كه به هر دو فرقه فرصت داده مى شود تا هدايت راه يافتگان و ضلالت گمراهان افزايش يابد. اين گونه بيان را <فن احتباك> مى نامند. (کریمی)
منبع : / موضوع اصلی : / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 4 نظر
ملکی - تاریخ : ۱۳۹۳ دهم شهريور

به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.

ملکی - تاریخ : ۱۳۹۳ دهم شهريور

مراد از <العذاب> به قرينه <الساعة> عذاب دنيوى است.

پاسخ ها
مهمان - تاریخ : ۱۳۹۳ دهم شهريور

"الساعة" در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى "قيامت" است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از "الساعة" قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.

ملکی - تاریخ : ۱۳۹۳ دهم شهريور

ترديد در "إمّا العذاب و إمّا الساعة" و نكره آوردن "مدّاً" و مبهم گذاشتن مقدار مهلت، اين نتيجه را مى دهد كه هر يك از گمراهان، بايد هر لحظه منتظر عذاب دنيوى و پايان مهلت در باره خود باشند.

2- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است . هم أحسن أثـثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون (کریمی)
منبع : / موضوع اصلی : / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 بدون نظر
3- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا (کریمی)
منبع : / موضوع اصلی : / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 1 نظر
مهمان - تاریخ : ۱۳۹۳ دهم شهريور

همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.

نکته های کاربران

کاربر محترم نکته مورد نظر خود را در اینجا ثبت کنید

روایت

کاربر محترم روایت مورد نظر خود را در اینجا ثبت کنید

لغت

1- <استدراج>; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن در اين آيه <مدّاً> ـ كه مفعول مطلق است ـ بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه <حتّى إذا. ..>، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است. (کریمی)
منبع : لسان العرب/ موضوع اصلی : / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 بدون نظر
2- رحمان; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير. (کریمی)
منبع : لسان العرب/ موضوع اصلی : / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 بدون نظر
3- <ليمدد> فعل امر از <مدّ> است و <مدّ له>; يعنى، او را رها ساخت و به وى مهلت داد . گفتنى است كه اين معنا، مصداق معناى اصلى <مدّ> است كه كشاندن چيزى در ناحيه طول آن مى باشد. در آيه مورد بحث مقصود، مهلت خداوند به كافران و پايان ندادن كار آنها با عذاب است. (کریمی)
منبع : لسان العرب/ موضوع اصلی : / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 بدون نظر
کاربر محترم لغت مورد نظر خود را در اینجا ثبت کنید

نکته ادبی

1- قُلْ - ق و ل - مذكر - مفرد - فل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ أمر ؛ مخاطب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/مَنْ - اسم ؛ اسم شرط جازم ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/كَانَ - ك و ن - مذكر - مفرد - فعل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ غائب ؛ فعل ناقص ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/فِي - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بمحذوف ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/الضَّلَالَة‌ِ - ض ل ل - مؤنث - مفرد - الفعالة‌ - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد مصدرىّ ؛ معرب/فَلْيَمْدُدْ - فَـ - حرف ؛ رابط للجواب ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/لْـ - حرف ؛ حرف جزم ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/- يَمْدُدْ - م د د - مذكر - مفرد - يفعل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مضارع ؛ غائب ؛ متعدى ؛ معرب/لَهُ - لَـ - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بفعل قبله ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/هُ - اسم ؛ ضمير متّصل مجرور ؛ مبنىّ ؛ على الضّم/الرَّحْمَنُ - ر ح م - مذكر - مفرد - الفعلان - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ صيغة مبالغة ؛ معرب/مَدًّا - م د د - مذكر - مفرد - فعلا - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد مصدرىّ ؛ معرب/حَتَّى - حرف ؛ حرف ابتداء ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/إِذَا - اسم ؛ ظرف ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/رَأَوا - ر أ ى - مذكر - جمع - فعوا - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ غائب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على الضّم/مَا - اسم ؛ اسم موصول ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/يُوعَدُونَ - و ع د - مذكر - جمع - يفعلون - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مضارع مجهول ؛ متعدى ؛ معرب ؛ ؛غائب/إِمَّا - حرف ؛ حرف زائد ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/الْعَذَابَ - ع ذ ب - - - الفعال - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ اسم مصدر ؛ معرب/وإِمَّا - وَ - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/إِمَّا - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/السَّاعَة‌َ - س و ع - مؤنث - مفرد - الفعلة‌ - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب/فَسَيَعْلَمُونَ - فَـ - حرف ؛ رابط للجواب ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/سَـ - حرف ؛ حرف استقبال ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/يَعْلَمُونَ - ع ل م - مذكر - جمع - يفعلون - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مضارع ؛ غائب ؛ متعدى ؛ معرب/مَنْ - اسم ؛ اسم موصول ؛ مبنىّ ؛ على السّكون/هُوَ - مذكر - مفرد - - اسم ؛ ضمير منفصل مرفوع ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/شَرٌّ - ش ر ر - مذكر - مفرد - فعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ اسم تفضيل ؛ معرب/مَكَانًا - ك و ن - مذكر - مفرد - مفعلا - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ اسم مكان ؛ معرب/وَأَضْعَفُ - وَ - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح/- أَضْعَفُ - ض ع ف - مذكر - مفرد - أفعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ اسم تفضيل ؛ معرب/جُنْدًا - ج ن د - مذكر - مفرد - فعلا - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ اسم جنس جمعىّ ؛ معرب (کریمی)
منبع : / موضوع اصلی : صرف / نحو / موضوع فرعی : هدایت ، گمراهان، هدایت یافتگان
 بدون نظر
کاربر محترم نکته ادبی مورد نظر خود را در اینجا ثبت کنید

سوال

کاربر محترم سوال مورد نظر خود را در اینجا ثبت کنید

در صورتی که تمایل به درج مطلب دارید باید در سایت ثبت نام کنید یا در صورت ثبت نام وارد شوید
*