ژوئن 2017 - نکات قرآن




۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


شهید مجید مختاربند قبل از شهادت خودش را در بهشت دیده بود


به این مطلب امتیاز دهید


۰% ۰%


به گزارش جام نیوز، در طول دوران جنگ مسئولیت های مختلفی را برعهده داشت، از فرماندهی محور در تیپ امام حسن (ع) و فرماندهی سپاه شوش تا جانشینی فرماندهی سپاه شوشتر و مسئول تیپ حضرت حجت (عج)، بعد هم به معاونت لجستیک لشکر هفت ولی‌عصر (عج) در اهواز منصوب شد. دقت و حساسیتش به بیت المال باعث شد ۵ سال مدیریت شعب بانک انصار در خوزستان و ۱۰ سال مدیریت شعب استان قم به وی اعطا شود.


 


با شروع درگیری ها در سوریه برای دفاع از حریم اسلام به آنجا رفت و دوشادوش رزمنده ها به مبارزه علیه کفر و تکفیر ادامه داد تا آنکه در ۲۰ مهرماه سال ۹۴ در منطقه قنیطره در نزدیکی بلندی های جولان به شهادت رسید. در ادامه روایت هایی از سیره اخلاقی شهید «حمید مختاربند» را از زبان خانواده ایشان می خوانیم:


 


قبل از شهادت خودش را در بهشت دیده بود


یک سفر که از سوریه آمده بود مرا صدا زد و دندان شکسته اش را نشانم داد. پرسیدم: «این کار برای چیست؟» گفت: «این ها نشانه است برای اینکه اگر نیاز بود مرا شناسایی کنید، در خاطرتان باشد.» من به شدت احساساتی شدم و گریه کردم. حاج حمید گفت: «تو می دانی شهادت یعنی چه؟ یعنی من زودتر می روم بهشت و برای شما جا می گیرم تا شما بیایید.» در سفر آخرش چندین بار گریه کرد و حالا که خوب فکر می کنم، متوجه می شوم که آن گریه ها گریه وداع بود. در آخرین پیامکش درست یک روز قبل از شهادت نوشته بود: «من در یک باغ میوه هستم» و فردایش به شهادت رسید. یکی از بستگان، ایشان را در خواب در باغ انگور دیده بود که با چهره نورانی در حال انگور خوردن است.


 


از قافله شهدا جاماندم


مادر شهید: یک روز آمد و گفت می خواهم به سوریه بروم. گفتم: «تو یک برادر شهید و یک برادر آزاده داری. من دیگر طاقت ندارم داغ شما را ببینم». حاج حمید جواب داد: «تو سال هاست پشت جبهه فعالیت کرده ای الان هم اگر جنگ شود، با این سن و سال حاضری باز هم فعالیت کنی، حالا از من می خواهی به جنگ نروم؟ من از قافله جا مانده ام. برادرهایم اجر و درجه خودشان را دارند.» من قانع شدم و جوابی ندادم و این طور شد که به مدت یک سال و چند ماه به سوریه رفت.


 


حضرت زهرا(ع) بر بالین تک تک شهدای شلمچه حضور یافته اند


دختر شهید: یکی از کارهایی که پدر بعد از جنگ برای ما انجام داد این بود که ما را برای بازدید از مناطق جنگی آبادان و خرمشهر برد. تابستان سال ۶۹ بود، تعداد خیلی کمی از سکنه به شهر برگشته بودند و آثار خرابی جنگ کاملا مشاهده می شد. یک روز ما را به مناطق مختلف شهر بردند و توضیحاتی راجع به تصرف و بعد آزادسازی خرمشهر دادند و بعد هم در پارک محله ای کوچک که تازه باز شده بود نشستیم و ناهار خوردیم. بعد از کمی بازی به خانه بازگشتیم ولی خاطره های آن روز تا همیشه در ذهنمان باقی ماند. این بازدید از مناطق جنگی تا آخرین سال حضور پدر ادامه پیدا کرد. ما جزو اولین خانواده هایی بودیم که به منطقه شلمچه رفتیم. روزی که ما را به شلمچه برد به پهنای صورت اشک می ریخت و از شب های عملیات در این منطقه برایمان صحبت می کرد. قسم می خورد که ذره ذره این خاک با خون شهدا متبرک است. می گفت: «من مطمئنم که حضرت زهرا(س) بر بالین تک تک شهدا حضور پیدا کرده اند.» این گونه بود که خانواده های بیشتری از فامیل ها ما را همراهی می کردند و ایشان وظیفه خود را در رساندن پیام مظلومیت و شجاعت رزمندگان و شهدا به خوبی انجام می داد.



هیچ راه نفوذی به اعتقاداتش وجود نداشت


پسر شهید: یکی از خصوصیات پدر پرهیز او از اسراف بود. همیشه به ما توصیه می کرد تا وقتی کفش و لباسی قابل استفاده است از آن استفاده کنیم و از همان کودکی این را به ما آموزش می داد. در دوران دبستان کفشی داشتم که قسمت هایی از آن سفید و قسمت هایی سیاه بود، یک شب به پدرم گفتم من کفش هایم را دوست ندارم و نمی پوشم، چون خاک گرفته و کثیف شده است. ایشان با حوصله در کنار اتاق روزنامه پهن کرد، کفش های مرا واکس زد و قسمت های سفید آن را دستمال کشید، کفش ها مثل روز اول نو شده بود، اینگونه هم واکس زدن را یاد گرفتم،‌ هم اینکه از آن به بعد بدون اینکه از من بخواهد، پوتین های نظامی اش را با عشق و علاقه واکس می زدم تا همانطور که ایشان مرا خوشحال کرده بود من هم او را خوشحال کنم.


 


پسر شهید: انسان برای پرواز کردن نباید هیچ تعلقی به زمین داشته باشد. ایشان هربار که از سوریه می آمد ما این عدم تعلق به دنیا را کاملا در رفتارشان می دیدیم. یکی یکی از تمام بچه ها و نوه هایش که آن ها را خیلی دوست داشت، دل کند. همه ما را دوست داشت و دائما با ما در تماس بود ولی دیگر به هیچ کداممان وابسته نبود و این موضوع در سفر آخر کاملا به چشم می آمد. ایشان خیلی سبکبال و نورانی شده بود. دفعه آخری که من او را برای رفتن به سوریه به فرودگاه بردم حدود یک ساعت در مسیر بودیم، من از هر راهی که بلد بودم می خواستم در ایشان نفوذ کنم تا از رفتن پشیمان شود. یکی از کارهای مهمی که قبل از رفتن به سوریه انجام می داد کار فرهنگی در مسجد بود، من هم خواستم از این حربه استفاده کنم و گفتم ثواب کار فرهنگی که شما در قم و اهواز انجام دادید کمتر از جهاد نیست. این صحبت ها تا فرودگاه ادامه داشت. تا زمانی که پدر ساکش را به زمین گذاشت و آماده رفتن شد. گفتم نتیجه صحبت ها چه شد پس؟ ایشان پاسخ داد: «خیلی ممنون که من را رساندی، من رفتم، خداحافظ!» و آنجا فهمیدم که هیچ راه نفوذی به اعتقادات ایشان نمی توان پیدا کرد.


 


حتی اگر برادرم باشی ادب نظامی را رعایت کن


برادر شهید: برادرم حاج حمید مسئول پشتیبانی لشکر بود. محل خدمت من هم پادگانی بود نزدیکی شوشتر به نام عمار. این پادگان پیش از آن زیر نظر یک واحد دیگر از لشکر بود و به تازگی آمده بود زیر نظر ناحیه لجستیک یا همان پشتیبانی که ایشان مسئولش بود.


 


مدتی با حاج حمید کار می کردم و بر حسب نوع کاری که داشتیم مرتب با ایشان در تماس بودم. یک روز رفتم لجستیک و خواستم بروم پیشش. دفتردارش چون من را می شناخت تا خودم را معرفی کردم سریع گفت بفرمایید داخل؛ من هم بدون تشریفات نظامی در زدم و در را باز کردم. داخل اتاق، پاسداری با درجه سرهنگ تمام، مهمان حاجی بود. من وارد شدم و فراموش کردم احترام نظامی بگذارم و گفتم سلام. ایشان بی مقدمه برگشت و گفت برو بیرون. خیلی به من برخورد. تکرار کرد: «گفتم برو بیرون، برو بیرون احترام بگذار و برگرد داخل». من خشکم زد ولی خب دیگر آمدم بیرون و دوباره در زدم و رفتم داخل و احترام گذاشتم و ایستادم کنار تا آن آقایی که داخل بود کارش تمام شد و رفت. بعد حاج حمید بدون هیچ گونه اشاره ای به این ماجرا آرام مثل همیشه گفت: «بفرمایید کارتان چیست؟» گفتم: «برادر! خدا خیرت بدهد چرا اینطور با من رفتار کردی؟» گفت: «وقتی تو بدون رعایت ادب نظامی وارد می شوی مراجعه کننده که نمی داند تو برادر منی. اگر بخواهیم نظم و انضباط را همه گیر کنیم باید از خودمان شروع کنیم. اگر من به تو اینطور سخت نگیرم نمی توانم انضباط نظامی ایجاد کنم.»


دفاع پرس

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

هوالمحبوب

سلام علیکم

این تصویر اختصاص دارد به دعای روز بیست و نهم ماه رمضان که در این دعا می خوانیم:

اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ بِالشُّکْرِ وَ الْقَبُولِ عَلَى مَا تَرْضَاهُ وَ یَرْضَاهُ الرَّسُولُ مُحْکَمَهً فُرُوعُهُ بِالْأُصُولِ بِحَقِّ سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.

خدایا روزه ام را در این ماه، بر پایه آنچه تو و پیامبر آن را مى پسندد مورد سپاس و پذیرش قرار ده، درحالیکه فروعش بر اصولش استوار باشد، به حق سرورمان محمّد و اهل بیت پاکش، و سپاس خداى را پروردگار جهانیان.

برای دریافت تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

دعای روز سی ام ماه رمضان

دعای روز سی ام ماه رمضان

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای مشاهده تصویر در ابعاد بسیار بزرگ، اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر اینجا کلیک کنید.


لینک کمکی – پیکوفایل

هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ اسلامی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

عناصر استفاده شده در طرح ها یا توسط نکات قرآن طراحی شده یا از سایت ها و از طریق جستجوی اینترنتی به دست می آیند، منبع اصلی تصاویر در صورت مشخص بودن ، در توضیحات طرح ذکر خواهد شد ، در غیر اینصورت مسؤولیت رعایت حقوق کپی رایت بر عهده استفاده کننده خواهد بود.
یا علی مدد

برای دانلود رایگان کلیه فایل های لایه باز ( Psd ) سایت نکات قرآن ( به جز تصاویر ارسالی کاربران ) بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز از لینک زیر استفاده کنید :

دانلود رایگان فایل های لایه باز مطالب ، بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

خبر نکات قرآن؛ ششمین کارگاه از مجموعه کارگاه های دوره آموزشی و تربیتی صبح انقلاب که از بهمن ماه ۱۳۹۵ در شهر شیراز آغاز گردیده است با عنوان (مدیریت فرهنگی ) انشاالله روز پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۶ برگزار می گردد.

این کارگاه با حضور حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد ؛دبیر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در استان فارس و مسول کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز روز پنجشنبه ۱۷ فروردین ماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۴ در دانشکده علوم قرآنی شیراز و با حضور جمعی از فعالان فرهنگی استان فارس برقرار می باشد.

بخشی از مباحثی که انشاالله استاد در این کارگاه آموزشی به آنها اشاره خواند نمود ، عبارتند از :

ویژگی های کادر فرهنگی ، برنامه ریزی فرهنگی ،روش های مدیریت فرهنگی و روش های تصمیم گیری فرهنگی

همچنین فایل های کمک آموزشی که برای استفاده بیشتر از مباحث استاد می توانید قبل از حضور در کارگاه مطالعه نمایید از طریق لینک های زیر در دسترس شما می باشد.

◀️ بخش اول: خصوصیات #کادر فرهنگی

? https://t.me/yosra_a/1023

 

◀️ بخش دوم: دو نکته اساسی قبل از ورود به بحث

? https://t.me/yosra_a/1306

 

◀️ بخش سوم: #برنامه_ریزی

? https://t.me/yosra_a/1307

 

◀️بخش چهارم: #روش_های مدیریت فرهنگی

? https://t.me/yosra_a/1308

 

◀️بخش پنجم: #تصمیم_گیری

?  https://t.me/yosra_a/1642

 

 کانال اطلاع رسانی دوره آموزشی و تربیتی صبح انقلاب :

https://telegram.me/sobhe_enghelab

 

 

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


کجای برخوردهای روحانی با رفتارهای شهید بهشتی همخوانی دارد؟!


اکنون جای این پرسش از رئیس‌جمهور محترم هست که میان برخورد خود با منتقدان و برخورد شهید بهشتی- نه فقط با منتقدان بلکه – با فحاشان چه شباهتی یافته‌اند که این دو‌ را به مقایسه نشسته‌اند؟!


کجای برخوردهای روحانی با رفتارهای شهید بهشتی همخوانی دارد؟!


به گزارش افکارنیوز،


 حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: مراجعه به تاریخ اگر برای «شبیه‌سازی» باشد، اقدامی ناپسند و در پاره‌ای از موارد، خطایی خطرآفرین است، اما چنانچه این مراجعه به منظور «شبیه‌یابی» صورت پذیرد، می‌تواند درس‌آموز و عبرت‌انگیز باشد.


آقای دکتر روحانی توئیت کرده‌اند که «بهشتی انواع ناسزاگویی و ظلم‌ها را تحمل می‌کرد ولی در برابر ظلم به مردم با قدرت می‌ایستاد» رئیس جمهور محترم، در این نوشته به یک واقعیت درس‌آموز از بینش و منش شهید بهشتی اشاره کرده‌اند که در صحت آن جای کمترین تردیدی نیست. اما با عرض پوزش باید گفت؛ انطباق آن با راه و روشی که جناب روحانی -لااقل- طی ۴سال گذشته در پیش گرفته و متأسفانه ادامه می‌دهند، از نوع «شبیه‌سازی» است و نه «شبیه‌یابی». چرا که آن شهید بزرگوار حجم انبوهی از اهانت‌ها و ناسزاهایی را که همه روزه از سوی منافقین، لیبرال‌ها، جریانات ضدانقلاب و محافل و مراکز بیگانه علیه ایشان به کار گرفته می‌شد، با خونسردی مثال‌زدنی و بی‌آن که خم به ابرو آورد تحمل می‌کرد و زبان جز به نصیحت فحاشان و ناسزاگویان نمی‌گشود.


مظلومیت آن بزرگوار تا آنجا بود که حضرت امام -رضوان‌الله تعالی‌علیه- بعد از شهادت آن اسوه صبر و استقامت درباره ایشان فرمود؛ «آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل آن ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود».


اکنون جای این پرسش از رئیس‌جمهور محترم هست که میان برخورد خود با منتقدان و برخورد شهید بهشتی- نه فقط با منتقدان بلکه – با فحاشان چه شباهتی یافته‌اند که این دو‌را به مقایسه نشسته‌اند؟!


برای نشان دادن این واقعیت تلخ که مقایسه ایشان از نوع «قیاس مع‌الفارق» است، فقط اشاره به چند نمونه از ناسزاهایی که جناب رئیس‌جمهور نثار منتقدان خویش کرده‌اند، کفایت می‌کند که موارد زیر از آن جمله است؛


«بی‌سواد، بی‌شناسنامه، مزدور، کاسب تحریم، کودک صفت، حسود، بزدل، ترسو، جیب‌بر، بی‌قانون، مستضعف فکری، بیکار، متوهم، غوطه‌ور در فساد، سوء استفاده‌گر، خرابکار، عقب‌مانده، تازه به دوران رسیده،‌ عصر حجری، هوچی‌باز، منفی‌باف، یأس‌آفرین، ناشکر، باید به جهنم بروند، انقلابیون نفهم، یک مشت لات»! و…


کجای این برخورد جناب روحانی با برخورد شهید بهشتی همخوانی و شباهت دارد؟!


این نکته نیز گفتنی است که مخالفان شهید بهشتی، در حرکتی همسو با دشمنان اسلام و انقلاب علیه آن بزرگوار دست به فحاشی و ناسزاگویی می‌زدند و خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت هویت واقعی آنها از پرده برون افتاد و مخالفان و فحاشان یا علیه ملت اسلحه کشیده و به ترور مردم کوچه و بازار روی آوردند و یا به دامان دشمنان تابلودار نظام گریختند و در ابواب جمعی آنان جای گرفتند (منافقین، بنی‌صدر، لیبرال‌ها و…). اما گذر ایام و رخدادهای ۴ سال گذشته به وضوح نشان داد حق با منتقدان آقای روحانی بوده است که پیش‌بینی سرانجام فاجعه‌آمیز برجام فقط یک نمونه از آن بسیارهاست.


آقای روحانی نوشته‌اند «شهید بهشتی در برابر ظلم به مردم با قدرت می‌ایستاد» این سخن قابل قبول و حقیقتی غیرقابل انکار است، اما در این زمینه نیز میان رئیس‌جمهور محترم کشورمان و شهید بهشتی فاصله زیادی وجود دارد که شرح آن به درازا می‌کشد و در این وجیزه تنها به بیان یک مورد بسنده می‌کنیم؛


شهید بهشتی، خطاب به آمریکا که دشمن تابلودار و قسم خورده ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم بوده و هست، با صراحت می‌فرمود؛ «ای آمریکا از ملت ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» و هرگز گامی که دندان طمع دشمن را تیز کند برنداشت و سخنی که دشمن از آن احساس ضعف کند بر زبان مبارک خویش نیاورد.


اما، جناب روحانی برخلاف ماهیت خونریز و غارتگر آمریکا که برای همگان شناخته شده بوده و هست، در مقابل این دشمن غدار ملت و نظام مواضعی اتخاذ کردند که متأسفانه بی‌آن که بخواهند ارسال پیام ضعف برای آمریکا بود، «اوباما را شخصی مؤدب یافتم»! «به مذاکره با آمریکا خوشبین هستم»! «خزانه خالی است»! «برخی از شعارهای انقلابی توخالی است»! و… تا آنجا که در همان آغاز، وبسایت رادیو فرانسه درباره نگاه غرب به ایشان نوشت: «ارزیابی غرب از وضعیت کنونی دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش حقوق ملی می‌بیند» و تأکید کرد «بر اساس این جمع‌بندی، صبوری خریدار (غرب)، وضعیت فروشنده (دولت روحانی) را دشوارتر و قیمت فروش را کمتر خواهد کرد»! و آمریکا با همین برآورد اطلاعاتی از دولت یازدهم، هیچ فرصتی را برای کینه‌توزی علیه کشورمان از دست نداد، عهدشکنی کرد، تحریم‌ها را نه فقط لغو نکرد که افزایش داد و…


جناب آقای روحانی نمونه‌های دیگری از اینگونه شبیه‌سازی‌های تاریخی که در نقطه مقابل «شبیه‌یابی» است نیز در کارنامه ۴ ساله خود دارند. از جمله آن که نهیب مقتدرانه امام حسین علیه‌السلام به لشکر عمر سعد در روز عاشورا را «مذاکره»! نامیدند و از آن با عنوان پیام عاشورا یاد کردند و حال آن که در مذاکره سخن از بده و بستان است و هر یک از طرفین مذاکره در خواسته‌های خود تخفیف‌هایی می‌دهند تا به نقطه توافق برسند. آقای روحانی توضیح ندادند که امام حسین علیه‌السلام قصد داشت در مقابل عمر سعد و یزید در کدامیک از اهداف قیام خود تخفیف بدهد؟! و یا درباره صلح امام حسن علیه‌السلام و ولایت امیرالمؤمنین سلام‌الله علیه نیز برداشت‌هایی ارائه کرده بودند که در شمار شبیه‌سازی تاریخی قابل ارزیابی است و نه شبیه‌یابی که در کلام خدا و ائمه هدی علیهم‌السلام نیز بر ضرورت آن تأکید شده و درس‌آموزی و عبرت‌گیری نتیجه کارساز و گره‌گشای آن خواهد بود.


این وجیزه از آن روی ضروری به نظر می‌رسید که برخی از شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارند گویا قرار است همان بینش و منش دولت یازدهم در دولت دوازدهم نیز ادامه پیدا کند که توئیت مورد اشاره در این نوشته و یا کنایه تلخ جناب رئیس‌جمهور به سپاه، یعنی یکی از اصلی‌ترین ارکان اقتدار کشورمان در برابر زورگویی‌ها و توطئه‌های خونین دشمنان آنهم در شرایطی که آمریکا و متحدانش بیشترین کینه‌توزی را علیه سپاه به میدان آورده‌اند و یا حاشیه‌سازی‌های برخی از اطرافیان آقای روحانی که می‌تواند مانع بزرگی بر سر خدمت‌رسانی دولت باشد و یا اصرار بر ادامه راهی که در برجام پیموده شد و حاصلی جز خسارت محض در پی نداشت و… از جمله آنهاست.


و بالاخره از رئیس‌جمهور محترم انتظار آن است راه طی شده در دولت یازدهم را که به اذعان برخی از یاران نزدیک ایشان نیز، دستاورد چندانی نداشته است دنبال نکنند که آزموده را آزمودن خطاست.

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

هوالمحبوب

سلام علیکم

امروز طرحی کاشی کاری در حرم امام رضا علیه السلام دیدم که به نظرم زیبا می رسید.

این تصویر:

nama

سعی کردم وکتور این کار رو اجرا کنم که ماحصل کار رو خدمت شما گرامیان تقدیم می کنم.

معمولا برای اجرای وکتور این کارها؛ تصویر بصورت یک دوم یا یک چهارم طراحی می شود و با تکرار یک قسمت باقی کار هم آماده می شود. به همین خاطر اکثرا پس از اتمام طراحی یک دوم یا یک چهارم کار و برای انجام ریزه کاری ها همه عناصر رو تک لایه (merge) می کنیم اما در این کار تمام عناصر ایجاد شده رو در یک پوشه قرار دادیم تا شما گرامیان بتوانید تغییرات مورد نظرتون رو روی لایه ها ایجاد کنید.

امیدوارم از این تصویر بهره لازم رو ببرید و ما را از دعای خیرتان بهره مند بفرمایید. ان شاء الله تعالی.

برای دریافت تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

وکتور کاشی کاری نام مبارک الله

وکتور کاشی کاری نام مبارک الله

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای مشاهده تصویر در ابعاد بسیار بزرگ، اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر اینجا کلیک کنید.


لینک کمکی – پیکوفایل

هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ اسلامی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

عناصر استفاده شده در طرح ها یا توسط نکات قرآن طراحی شده یا از سایت ها و از طریق جستجوی اینترنتی به دست می آیند، منبع اصلی تصاویر در صورت مشخص بودن ، در توضیحات طرح ذکر خواهد شد ، در غیر اینصورت مسؤولیت رعایت حقوق کپی رایت بر عهده استفاده کننده خواهد بود.
یا علی مدد

برای دانلود رایگان کلیه فایل های لایه باز ( Psd ) سایت نکات قرآن ( به جز تصاویر ارسالی کاربران ) بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز از لینک زیر استفاده کنید :

دانلود رایگان فایل های لایه باز مطالب ، بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


سیدمصطفی حسینی

 

چکیده در این مقاله ابتدا به مفهوم لغوی و اصطلاحی عید پرداخته و سپس جایگاه عید سعید فطر در قرآن و روایات بر اساس منابع فریقین (شیعه و سنی) تبیین گردیده است. آن‌گاه به اعمال و آداب شب و روز این عید بزرگ از قبیل غسل، احیا شب عید، زکات فطره و برپایی نماز عید پرداخته و فلسفه تشریع این اعمال به ویژه نماز عید فطر توضیح داده شده است. در پایان، گفتاری از عالم بزرگ اسلامی در لزوم اهتمام بیشتر بندگان نسبت به روز عید فطر جهت جلب هرچه بیشتر رحمت الهی ذکر شده است. کلیدواژگان عید؛ فطر؛ یوم الجائزه    مقدمه ۱٫ عید در لغت در برخی از کتاب‌های لغت، این واژه در معانی: «خوی گرفته هرچه باز آید از غم و اندیشه و مانند آن، روز فراهم آمدن قوم، مطلق روز جشن و روز مبارکی که در آن روز مردم شادی کنند و به یکدیگر تبریک گویند» به کار رفته است.[۱] ابن‌منظور در «لسان‌العرب» معتقد است که اصل واژه «عید» از عادت می‌باشد بدان جهت که مردم در روز عید عادت به جمع شدن کنار یکدیگر می‌نمایند.[۲] اما در کتاب «الموسوعهالفقهیه» و برخی دیگر از کتاب‌های لغوی و تفسیری فریقین (شیعه و سنی) اصل واژه عید، عود (به معنای بازگشتن) ذکر گردیده است بدان سبب که این روز در هر سال تکرار گردیده و بازگشت می‌کند.[۳]  ۲٫ عید در اصطلاح شریعت باید گفت عید به معنای اصطلاحی، آن روزی است که در آن قوم و ملتی به موهبتی نائل شده باشند و این معنا سنتی بشری است که جهت بزرگداشت آن موهبت مهم و سرنوشت‌ساز هرسال تکرار می‌گردد. بدیهی است این مفهوم اصطلاحی با معنای لغوی عید، تناسب نیز خواهد داشت. با تعریفی که از مفهوم اصطلاحی و لغوی عید بیان گردید جایگاه این واژه در شرع مقدس بیشتر روشن می‌گردد. در این‌جا گفتار برخی از مفسرین فریقین را در تبیین معنای عید از منظر شرع مقدس بیان می‌کنیم: هرچند برخی از عالمان مذهب اهل‌سنت[۴] عید اسلامی را منحصر در عید قربان و عید فطر دانسته‌اند اما از گفتار برخی دیگر از آنان استفاده می‌شود که عید، منحصر به این دو روز نبوده بلکه مفهومی گسترده در شریعت دارد. مؤلف تفسیر «التحریر و التنویر» می‌گوید: «جعل الله یوم الجمعه عید الاسبوع فشرع لهم اجتماع اهل البلا فی المسجد و سماع الخطبه لیعلموا ما یهمهم من اقامه شئوون دینهم و اصلاحهم؛ خداوند روز جمعه را عید هر هفته‌ای قرار داده است پس در این روز برای مردم مقرر نموده است که جمعیت هر شهری در مسجد جمع شده و خطبه جمعه را استماع کنند تا از مسائل مهمی که موجب اصلاح و برپایی امور دینیشان می‌گردد مطلع گردند».[۵] ایشان ادامه می‌دهد که حتی روز نزول قرآن را که در شب قدر واقع گردیده است باید عید بدانیم: «…و هذا تعلیم للمسلمین ان یعظموا ایام فضله‌ام الدینی و ایام نعم الله علیهم و هو مماتل لما شرع الله لموسی تفضیل بعض ایام السنین التی توافق ایاما حصلت فیها نعم عظمی من الله علی موسی قال الله تعالی: و ذکر هم به ایام الله – ابراهیم فینبغی ان تعدلیله القدر عید نزول القرآن؛ این‌چنین به مسلمانان تعلیم داده شده ‌است که ایام با فضیلت دینیشان را که خداوند در آن ایام بدان‌ها نعمتی عنایت نموده است بزرگ شمارند و این آموزش شبیه احکامی است که خداوند در شریعت موسی برخی از ایام را که پیروانش به نعمتی عظیم نائل شده ‌بودند عظیم شمارند و متذکر به آن‌ها باشند پس سزاوار است که لیله‌القدر نیز به عنوان عید نزول قرآن تلقی گردد».[۶] مؤلف تفسیر «اضواء البیان» نیز در بیان روایتی چنین می‌گوید: «عن طارق بن شهاب قال: جاء رجل من الیهود الی عمر بن الخطاب فقال یا امیر المؤمنین انکم تقروون آیه من کتابکم لو علینا یا معشر الیهود نزلت لا تخذنا ذالک الیوم عیدا قال: وای ایه قال قوله: الیوم اکملت لکم دینکم فقال عمر: والله الاعلم الیوم الذی نزلت علی رسول‌الله و الساعه التی نزلت فیها علی رسول‌الله عشیه غرفه فی یوم الجمعه…؛ شخصی یهودی نزد عمر‌بن‌خطاب آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین شما در کتابتان آیه‌ای را قرائت می‌کنید که اگر چنین آیه‌ای بر ملت یهود نازل می‌شد آن روز را عید خویش قرار می‌دادیم. عمر پرسید: کدام آیه؟ پاسخ داد آیه الیوم اکملت لکم دینکم…عمر گفت: به خدا قسم آن روزی که این آیه نازل شد را می‌دانم و ساعتی که این آیه بر پیامبر نازل گردید شب عرفه در روز جمعه بود».[۷] علامه طباطبایی نیز همانند سائر مفسرین شیعی، اعیاد اسلامی را منحصر به دو عید قربان و عید فطر ندانسته و در تفسیر «المیزان» می‌فرماید: «عید در نزد هر قوم و ملتی، هر روزی است که مردم به موهبتی خاص نائل گردیده باشند.»[۸] بر این اساس می‌توان ایام ذیل را از اعیاد مهم اسلامی تلقی نمود: الف) عید مبعث که پیامبر اعظم به مقامی بلند و عظیم نائل گردیده‌ است. ب) عید فطر که تحولی سازنده در افکار و عقاید انسان صورت می‌گیرد. ج) عید قربان که یادآور تحولی شگفت در مقام والای ابراهیم می‌باشد. د) ولادت رهبری از رهبران الهی نظیر ولادت اهل‌بیت (ع) در تأیید مفهوم عامی که از عید در نگاه شرع مقدس ذکر گردید، می‌توان به آیه شریفه ۱۱۴ سوره مائده نیز تمسک نمود. در این آیه شریفه واژه عید نسبت به روز نزول مائده آسمانی که موهبتی ویژه از ناحیه خداوند متعال به عیسی (ع) و پیروانش بود اطلاق گردیده‌ است. (اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا)؛ خداوندا فرو فرست بر ما خوانی از آسمان تا برای همه ما از اولین و آخرین عیدی باشد. نکته مهم آنکه در این آیه شریفه کلمه «عید» به عنوان فلسفه و علت برای نزول مائده آسمانی آمده است. به دیگر سخن فلسفه نزول مائده آسمانی، اطمینان قلب و زدودن وساوس نفسانی و تقرب بیشتر به ساحت الهی بود.[۹] بدیهی است عید بودن چنین روزی نیز که هر سال تکرار می‌گردد همین ویژگی‌ها را خواهد داشت. در روایات دیگر نیز که از اهل‌بیت (ع) وارده شده است، واژه عید به مواردی اطلاق گردیده است که انسان به مرتبتی از کمال یا تقرب الهی نائل آمده باشد. سخن معروف حضرت امیرالمؤمنین که فرمود: «کُلَّ یَوْمٍ لَا أَعْصِی اللَّهَ فِیهِ فَهُوَ عِید؛ هرروزی که در آن معصیت الهی انجام نشود روز عید است». باید ناظر به همین معنای عام داشت.  ۳٫ جایگاه عید فطر در قرآن و روایات بیشتر مفسرین شیعه و سنی آیات شریفه (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى) را منطبق بر عید سعید فطر (زکات فطره و نماز عید فطر) دانسته‌اند. مفهوم این دو آیه شریفه آن است که «فلاح» و «رستگاری» مبتنی بر برگزاری اعمال بزرگی است که در روز عید فطر انجام می‌پذیرد که عبارت است از پرداخت زکات فطره و برپایی نماز عید و این خود بیانگر عظمت چنین روزی خواهد بود.[۱۰] در روایات متعدد نیز از عید فطر به عنوان «یوم‌الجوایز» یاد شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «وقتی اول شوال فرامی‌رسد منادی ندا بر می‌آورد ای مؤمنان اول صبح به سوی جایزه‌هایتان بشتابید. سپس فرمود: ای جابر جوایز خداوند همانند جایزه‌های پادشاهان نیست. آن‌گاه فرمود: این روز، روز جایزه است.»[۱۱] در «مجمع‌الزوائد» هیثمی از نبی اکرم (ص) روایت شده است که آن حضرت فرمود: «در روز عید فطر ملائکه الهی در مسیر راه‌ها قرار گرفته و ندا می‌کنند به سوی پروردگار کریم بشتابید همانا شما مسلمانان به عبادت شب امر شده پس آن را بجا آوردید؛ به روزه گرفتن در روز مأمور شده پس آن را نیز بجا آورده و اطاعت نمودید. پس به سوی اخذ جوایز خویش اقدام نمایید. پس آن‌گاه که روزه‌داران ماه رمضان، نماز عیدشان را بجا آوردند منادی ندا می‌دهد که آگاه باشید پروردگارتان همه شما را مشمول مغفرت خویش قرار داد پس به سوی سرمایه‌های خویش برگردید پس امروز روز جایزه است و این نام‌گذاری عید فطر به یوم‌الجائزه در آسمان صورت گرفته است.»[۱۲] از طرفی دیگر در کلمات گهربار امیرمؤمنان علی (ع) عید فطر تنها به کسانی اختصاص یافته که موفق به پیمودن مسیر مسابقه عبادت در ماه رمضان گردیده و نشان قبولی را از ناحیه خداوند دریافت نموده‌اند: «إِنَّمَا هُوَ عِیدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِیَامَهُ وَ شَکَرَ قِیَامَهُ»[۱۳] «إِنَّمَا هُوَ عِیدٌ مَنْ غَفَرلَه»[۱۴] و فرزند بزرگوارشان امام حسن (ع) نیز غافلان از این مائده عظیم را بی‌نصیب از برکات عید فطر می‌داند. آن حضرت در روز عید فطر وقتی عده‌ای را دید که می‌خندیدند و بازی می‌کردند رو به همراهان خود نموده و فرمود: «خدای عزوجل ماه رمضان را آفرید تا میدان مسابقه‌ای برای خلقش باشد که در آن با طاعت و رضایت او با یکدیگر مسابقه بدهند. عده‌ای سبقت گرفته و سعادتمند شدند و عده‌ای عقب افتاده و ناامید شدند. شگفت از کسی که در این روز می‌خندد و بازی می‌کند روزی که نیکوکاران در آن پاداش یافته و کوتاهی‌کنندگان زیان می‌بینند. به خدا سوگند اگر پرده‌ها فرو افتد نیکوکار می‌اندیشد که چرا بیشتر عمل نیک انجام نداده و بدکار می‌گوید چرا بد می‌کردم و از شانه کردن مو و صاف کردن لباس خود بازمی‌ماند.»[۱۵] در کلمات برخی از دانشمندان نیز فلسفه تشریع عید فطر و نیز عید قربان، متذکر نمودن بشر به قیامت و حوادث عظیم در آن روز بیان گردیده است، چنانکه مؤلف «روضه‌الواعظین» می‌گوید: «حکمت تشریع عید فطر و عید قربان، یادآوری قیامت و مواقف آن است به دلیل مشابهت‌هایی که بین این ایام و قیامت وجود دارد. پس در شب عید فطر به یاد شبی باش که صبح آن روز قیامت واقع می‌گردد سپس وقتی صدای طبل و کوس و بوق را شنیدی نفخ صور را به یادآور چنانکه خداوند می‌فرماید: (وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا) پس وقتی در روز عید جهت اقامه نماز عید از خانه‌ای خارج می‌گردی، به یاد روزی باش که از دنیا به سوی آخرت می‌شوی و روز خروجت را از قبر به سوی محشر به یاد آور».[۱۶] بنابراین عید فطر، بزرگداشت یک روز و تکرار یک خاطره نبوده، بلکه واقعیتی است که هر سال در اول ماه شوال عده بسیاری از بندگان خداوند که در مسابقه عبادت ماه رمضان تلاش نموده‌اند، موفق به اخذ جوایز و درجات عالی می‌گردند؛ از این رو عید فطر تنها به کسانی اختصاص خواهد داشت که تن به عبودیت الهی داده و خالصانه سر به آستان معبود نهادند و آنان که بی‌تفاوت از کنار این مائده عظیم الهی عبور نموده و یا تنها به ظواهر برخی عبادات بسنده کردند از حقیقت این عید محروم خواهند بود. نکته مهم دیگری که از مجموعه روایات ذکر شده در زمینه حقیقت و جایگاه عید فطر استفاده می‌گردد، این است همان‌طور که گروه‌های مختلف انسان‌ها در قیامت در اثر عملکرد دنیوی‌شان از یکدیگر متمایز خواهند بود، در دنیا نیز مواضع مختلف انسان‌ها نسبت به عید فطر از یکدیگر متمایز می‌باشد. در این زمینه گفتار ارزنده معلم اخلاق و عرفان میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بیان می‌کنیم. ایشان گروه‌های مختلف مردم را در برابر این عید به پنج دسته تقسیم نموده و می‌فرماید: «عده‌ای روزه را تکلیفی بیشتر ندانسته و فقط با خودداری از خوردن و نوشیدن و زنان، خود را به مشقت می‌اندازند؛ اما اعضای بدن خود را از گناهان حفظ نکرده و با دروغ و غیبت روزه خود را نقض کرده و با تهمت، افترا و… روزه خود را از بین می‌برند. چنین کسانی اگر در عید به عنایت خدای متعال خوش‌گمان بوده و در مکان نمازگزاران، خود از پروردگارشان آمرزش بخواهند، شاید خداوند متعال هنگام اعطای جوایز، آنان را نیز مورد آمرزش خود قرار داده و با فضل خود بعضی از پاداش‌های خود را نصیب آنان می‌نماید». آن‌گاه در مورد دسته دوم که موقعیت برتری نسبت به دسته اول دارند می‌فرماید: «دسته‌ای نیز می‌دانند که این خداست که بر آنان منت داشته؛ و روزه‌ای‌ کامل است که همراه با بازداشتن اعضای بدن باشد. از این رو مواظب اعضای بدن خود نیز هستند؛ اما گاهی خلافی از آنان سرزده و با بیم و امید مرتکب گناهی می‌گردند. کارهای خوب و بد را به هم مخلوط نموده و با ترس و خجالت، حیا و امیدواری وارد عید می‌شوند. خداوند، آمرزش، پاداش و تبدیل گناهان را به کارهای نیک به آنان وعده داده و با عطایای خود، پاداش عبادت‌های آنان را به طور کامل و به گونه‌ای که بالاتر از آرزویشان باشد به آنان عنایت می‌کند». آن‌گاه در مورد دسته سوم که فرجام نگران‌کننده‌ای برای آنان وجود دارد می‌فرماید: «گروهی از روی عادت و با غفلت روزه گرفته و در ماه رمضان نیز مانند سایر ماه‌ها در غفلت به سر برده مرتکب گناهان شده و از روی عادت نیز وارد عید می‌شوند. سرنوشت این گروه به خواست خداوند بستگی دارد؛ ممکن است عنایت خداوند شامل حال آنان شده و فقط به خاطر فرارسیدن عید یا به جهت کرامت بعضی از اعمال نیکوکاران، آنان را مورد آمرزش خود قرار دهد یا بدی کردارشان، آنان را از رحمت خداوند خارج نموده و به ورشکستگان ملحق شوند». سپس نسبت به مرتبت و جایگاه رفیع گروه چهارم اشاره می‌کند و می‌فرماید: «دسته‌ای ندای خداوند را در این ماه لبیک گفته و با تمام توان در مراقبت دستورات الهی تلاش کرده و برای به دست آوردن رضای خدای متعال در پی به دست آوردن تمام خیرات هستند و عبادات زیادی به جای می‌آوردند، در حالی که دل‌های آنان به سبب آگاهی خود به کوتاهی در شکرگزاری نعمت، ترسان بوده و قدر منت خداوند متعال بر آنان به خاطر اجازه نزدیکی به او و خدمت و عبادت او را می‌دانند. خداوند متعال هم خدمت آنان را قبول، از سعی آنان تشکر می‌کند و با کرامت‌ها و انواع عنایات خود آنان را پاداش می‌دهد. با هدایت‌های بیشتر آنان را بزرگ داشته با نور قرب آنان را می‌پوشاند و آنان را به دوستان برگزیده‌اش ملحق می‌کند». ایشان در پایان این قسمت مقام رفیع گروه پنجم را که با جدیت تمام، گوی سبقت را از همگان ربوده و با زدودن حجاب‌های ظلمانی به پروردگارشان متصل گشته‌اند این‌چنین بیان می‌کند: «گروهی نیز ندای خداوند متعال، سختی گرسنگی و شب‌زنده‌داری را برای آنان از بین برده با اشتیاق و شکرگزاری حتی با شادمانی و مستی با آن روبه‌رو شده برای رفتن و مسابقه جدیت به خرج داده با روح و عقل خود به خوبی خطاب خدای متعال را اجابت می‌کنند، برای از بین بردن حجاب، با بذل جان، همت کرده و با قرب به او به مراد رسیده و به پروردگارشان متصل شده‌اند. پروردگارشان آنان را به خوبی پذیرفته، نزدیک کرده و در پناه خود در جایگاه صدق به همراه دوستان و برگزیدگانش می‌نشاند، با جام لبریز خود آنان را سیراب کرده و به زیبایی، نور، شادمانی و سروری می‌رسند که کسی توان آنان را نداشته، چشمی آن را ندیده و کسی از آن چیزی نگفته است».[۱۷] نتیجه آنکه عید فطر در نگاه شریعت، زمان آشکار شدن آثار اعمال ماه رمضان و اعطای پاداش به سالکان کوی دوست می‌باشد. از طرفی دیگر عید فطر همانند قیامت متناسب با ظرفیت و استعداد و عملکرد انسان‌ها بوده و در آن روز هرکس در مرتبت جایگاه واقعی‌اش خواهد بود.  ۴٫ اعمال و آداب عید فطر اعمال بسیاری در منابع روایی و فقهی فریقین بیان گردیده که نشانه اهتمام فوق‌العاده پیشوایان الهی به عظمت آن است: الف. اعمال و آداب شب عید فطر در اهمیت شب عید فطر همین بس که در برخی روایات از آن، هم‌تراز با شب قدر یاد شده است. از امام سجاد (ع) روایت شده است که فرمود: «این شب، کمتر از آن یک شب یعنی شب قدر نیست.»[۱۸] برخی از مستحبات این شب عظیم را از کتاب «الموسوعه‌الفقهیه» بیان می‌کنیم: ۱٫ احیاء در شب عید فطر و اشتغال به عبادت الهی از نماز و ذکر و تلاوت قرآن و تکبیر و تسبیح و استغفار به دلیل حدیث نبوی که فرمود: «مَنْ أَحْیَا لَیْلَهَ الْفِطْرِ وَلَیْلَهَ الأَضْحَى لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوْتُ الْقُلُوْبُ». ۲٫ غسل شب عید ۳٫ تزیین و تنظیف لباس و بدن و پوشیدن لباس زیبا و مسواک زدن به دلیل روایتی که ابن‌عباس نقل می‌کند که: «کان رسول‌الله یلبس فی العیدین بردی حبره» و از قول مالک آمده است که: «از اهل علم شنیدم که استفاده از عطر و زینت را در هر عیدی مستحب می‌دانند و امام در این امر، اولی و احق است چون او در بین مردم مورد توجه است.»[۱۹] علاوه بر اعمال مذکور در منابع شیعی[۲۰] آداب دیگری نیز ذکر شده است که برخی از آن‌ها عبارتند از: ۱٫ خواندن دعا به هنگام دیدن هلال ماه شوال نظیر دعای امام سجاد (ع) در هنگام استهلال: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَى مَنْ طَلَعَ عَلَیْهِ، وَ أَزْکَى مَنْ نَظَرَ إِلَیْهِ، وَ أَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فِیهِ، وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِلتَّوْبَهِ، وَ اعْصِمْنَا فِیهِ مِنَ الْحَوْبَهِ، وَ احْفَظْنَا فِیهِ مِنْ مُبَاشَرَهِ مَعْصِیَتِکَ وَ أَوْزِعْنَا فِیهِ شُکْرَ نِعْمَتِک‏»[۲۱] ۲٫ خارج نمودن زکات فطره. این عمل طبق روایات موجب تمامیت روزه است و ندادن آن به معنای تضییع اعمال ماه رمضان خواهد بود. هم‌چنین مقدم داشتن این عمل بر نماز عید و مبتنی نمودن فلاح و رستگاری بر آن اهمیت فوق‌العاده آن ‌را بیان می‌دارد. چنان‌که در قرآن کریم می‌خوانیم: (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى)[۲۲] در کتاب «موطا» ابن‌مالک نیز روایات متعددی نقل شده است که لازم است قبل از خواندن نماز عید، زکات فطره داده شود.[۲۳]  ب. اعمال و آداب روز عید فطر ۱٫ غسل: از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که قبل از ایراد خطبه‌های نماز عید، غسل می‌نمود.[۲۴] در روایتی از ابن‌عباس و فاکه‌بن‌سعد نقل می‌کند که: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ یَغْتَسِلُ یَوْمَ الْفِطْرِ و الأَضْحَى»[۲۵]  ۲٫ افطار نمودن قبل از خروج از منزل: مبنای این حکم، روایاتی است که در زمینه آن وارد شده است از جمله آن‌که در روایتی می‌خوانیم: «کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا یَأْکُلُ یَوْمَ الْأَضْحَى شَیْئاً حَتَّى یَأْکُلَ مِنْ أُضْحِیَّتِهِ وَ لَا یَخْرُجُ یَوْمَ الْفِطْرِ حَتَّى یَطْعَمَ وَ یُؤَدِّیَ الْفِطْرَهَ»[۲۶] امام صادق نیز فرمود: «اطْعَمْ یَوْمَ الْفِطْرِ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى الْمُصَلَّى»[۲۷] مؤلف کتاب تفسیر «الشعراوی» نیز ذیل آیه شریفه: (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ) می‌گوید: «ولنا فی رسول‌الله اسوه حسنه فقد نهی عن صوم عید الفطر لان عید الفطر سمی کذلک لانه یحقق بهجه المشارکه نهایه الصوم و اجتیاز الاختبار فلایصح فیه الصوم؛ برای ما رفتار و گفتار پیامبر الگویی نیکو است پس آن حضرت از روزه عید فطر نهی نمود پس افطار لازم است چون عید فطر را بدان جهت به این نام نهادند که در آن افطار است پس عید فطر سبب تحقق سُرور مسلمانان در پایان ماه مبارک خواهد بود. پس روزه در آن صحیح نیست».[۲۸] ۳٫ رفتن به مصلی: در این مرحله حساس، بنده مطیع الهی، خود را آماده اخذ جایزه که برترین آن لقاء‌الله است می‌نماید. پیامبر در روز عید فطر خطاب به مؤمنین فرمود: در چنین روزی منادی از آسمان ندا می‌دهد که: «أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِکُم»[۲۹] دقت در دعاهای وارده برای چنین روزی حاکی از آن است که خروج انسان جهت برپایی نماز عید به معنای ورود به ساحت مقدس باری‌تعالی است از این رو باید مراقبت‌های ویژه از خود داشته و حق ادب را در محضر ربوبی رعایت کند. عبد در این هنگام خود را آماده باریابی به مجلسی می‌نماید که حضارش با نیکوترین صورت و سیرت در بارگاه ربوبی به او می‌نگرند از این رو اگر بین او و حاضران سنخیتی نباشد چگونه توان حضور در آن مجلس نورانی را خواهد داشت؟ آیا نشستن در چنین مجلسی چیزی جز شرمندگی و خارج شدن را به دنبال خواهد داشت؟ امام علی (ع) نیز در تشبیهی زیبا از روزه‌داران می‌خواهد که در هنگام خروج از منزل و رفتن به سوی مصلی به یاد قیامت بوده و خود را در برابر دستگاه عدل الهی قرار دهند و آن‌گاه منتظر نتایج اعمال خویش گردند: «ای مردم این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می‌گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و ناامید می‌گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپاری به سوی جایگاه نماز عید، خروجتان از قبر و رفتنتان را به سوی پروردگار، به یاد آورید و با ایستادن در جایگاه نماز، ایستادن در برابر پروردگارتان را یاد کنید و با بازگشت به سوی منازل خود بازگشتنتان به سوی منازلتان در بهشت برین را متذکر شوید. ای بندگان خدا کم‌ترین چیزی که به زنان و مردان روزه‌دار داده می‌شود این است که فرشته‌ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می‌دهد و می‌گوید: هان بشارتتان باد ای بندگان خدا که گناهان گذشته‌تان آمرزیده شد پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»[۳۰]  ۴٫ گفتن تکبیر در روز عید فطر: در منابع روایی و فقهی فریقین نسبت به تکبیرات در روز عید تأکید زیادی شده است به گونه‌ای که دستور داده شده است از صبح روز عید فطر، به هنگام رفتن به سوی مصلی، در مصلی، در بین نماز، بعد از اتمام نماز، این تکبیرات شایسته است گفته شود و برخی نظیر مذهب حنفی تکبیرات حتی پس از اتمام نماز عید را واجب می‌دانند.[۳۱] تکبیرات وارد شده در عید فطر بدین شکل می‌باشد: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَى مَا أَوْلانَا»  ۵٫ خواندن نماز عید فطر: باید گفت تشریع نماز عید، آن هم در زیر آسمان، جهت بسط رحمت الهی به بندگان است. سیدبن‌طاووس در «اقبال‌الاعمال» فلسفه این حکم را چنین بیان می‌کند: «آسمان به منزله کعبه دعا است و این به واسطه ساکنان آن اعم از فرشتگان و ارواح پیامبران است و نیز آسمان جایگاه بلند و در گشوده شدن روزی‌ها و آرزوها و محل نزول وحی و تدبیر امور است. خداوند می‌فرماید: (وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ) روزی شما و آنچه بدان وعده داده می‌شوید در آسمان است بنابراین بین آمدن و ایستادن بر درگاه خدا که این ویژگی‌ها را دارد بیشتر موجب اجابت دعا و برآورده شدن حوائج است».[۳۲] بنابراین شایسته است بندگان جایگاهی را که در آن قرار گرفته‌اند غنیمت شمرده و با حسن ظن بیشتری با خدای خویش مواجه گردند. امام صادق (ع) فرمود: آن‌گاه که در مصلی قرار گرفتی پس به سمت قبله ایستاده و بعد از تکبیر، این‌چنین با خدای خود سخن بگو: «اللَّهُمَّ انی عبدک وَ ابْنِ عبدک هَارِبُ منک الیک اتیتک وَافِداً الیک تَائِباً مِنْ ذنویی الیک زَائِراً وَ حَقُّ الزَّائِرِ علی الْمَزُورِ التحفه فَاجْعَلْ تحفتی منک وَ تحفتک لی رضاک وَ الجنه؛ خداوندا من بنده تو و فرزند بنده تو هستم و از تو به سوی تو گریخته‌ام و به درگاه تو روی آورده‌ام، در حالی که بر تو وارد شده‌ام و از گناهانم به سوی تو توبه نموده‌ام. آهنگ تو را کرده‌ام و زائر تو هستم و حق زائر بر زیارت شونده این است که به او هدیه دهد پس تحفه من از خود و هدیه خود برای من را خشنودیت و بهشت قرار بده».[۳۳] هرچند در حکم خواندن نماز عید در مذاهب اسلامی اختلافاتی وجود دارد؛ اما اغلب به رجحان و استحباب مؤکد آن قائلند؛ چنان‌که در مذهب مالکی و شافعی آمده ‌است که این نماز مستحب مؤکد است؛ اما مذهب حنفی آن را واجب می‌داند، به دلیل آنکه پیامبر اکرم (ص) بر خواندن آن مداومت داشت و نیز به دلیل آنکه این نماز به جماعت خوانده می‌شود و اگر این نماز مستحب بود جماعتش صحیح نبود. ولی در مکتب حنابله این نماز وجوب کفایی است به دلیل آیه شریفه: (فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ)[۳۴] در مذهب تشیع نیز بین فقیهان در وجوب یا استحباب آن اختلاف بوده و اغلب آن را مستحب می‌دانند.[۳۵] همچنین در کیفیت تشریع نماز عید بین مذاهب اسلامی اختلافاتی جزئی وجود دارد که در کتب فقهیه بیان گردیده است. در «موطا» ابن‌مالک آمده است که پیامبر در نماز عید فطر سوره «ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجیدِ» و سوره «اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» را قرائت می‌نمود[۳۶] ولی در کتاب «المدونه‌الکبری» از قول مالک نقل شده است که سوره «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَیهَا» و سوره «اعلی» قرائت می‌گردد.[۳۷] عالمان شیعی نیز قائلند که در رکعت اول بعد از حمد سوره «والشمس» و در رکعت دوم سوره «اعلی» بهتر است خوانده شود. در تعداد تکبیرات وارده در اثنای نماز عید فطر بین مذاهب اسلامی اختلافاتی وجود دارد، برخی قائل به ۷ تکبیر در رکعت اول و ۵ تکبیر در رکعت دوم و برخی ۶ تکبیر در رکعت اول و ۵ تکبیر در رکعت دوم بوده و برخی نیز فتاوای دیگری را در کتاب‌هایشان بیان نموده‌اند.[۳۸] به طور کلی می‌توان گفت اصل نماز عید فطر در تمامی مذاهب اسلامی شبیه به یکدیگر بوده و تنها در برخی جزئیات بینشان اختلافاتی وجود دارد. در قنوت نماز عید بر اساس روایاتی که در منابع شیعی وجود دارد و خواندنش نیز مستحب است نمازگزار در ابتدا خداوند متعال را با عالی‌ترین صفاتش این‌گونه مورد ستایش قرار می‌دهد: «اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَهِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَهِ وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَهِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ …» آن‌گاه جهت جلب رحمت بی‌انتهای الهی خواسته‌اش را این‌چنین از درگاه باری‌تعالی مسألت می‌کند: «اللَّهُمَّ انی أَسْئَلَکَ خیر ماسئلک بِهِ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَ اعوذبک مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الْمُخْلَصُونَ» در این فراز گویا عبد، خود را عاجز از اظهار خواسته‌های حقیقی‌اش دیده و برای کسب اطمینان کامل از رحمت، دعوات خود را در جمع اولیای صالح و مخلص الهی قرار داده و از زبان آن‌ها از خدایش می‌خواهد که: خدایا از تو همان چیزی را به عنوان پاداش این روز می‌خواهم که بندگان صالحت همان را از تو در چنین روی مسألت می‌کنند و نیز به تو پناه می‌برم از همه اموری که بندگان صالح و مخلصت در آن‌ها به تو پناه می‌برند. در پایان مقاله قسمتی از سخنان عارف و عالم بزرگ اسلامی سیدبن‌طاووس را در لزوم توجه عید به عظمت جایگاهی که در آن قرار گرفته است را بیان نموده تا با اعتماد بیشتر به حضرت حق بتواند رحمت بیشتری را به سوی خودش جلب کند: «باید بر روی دل و دیده او انوار اعتماد بر آمرزش نمودار گردد؛ زیرا هرگاه پادشاه بر بردگانش وعده بخشش بدهد و با این حال ببیند که آن‌ها با وجود اطمینان به اینکه پادشاه به وعده‌هایش عمل خواهد کرد باز هم در حد توان خود به سپاس و ستایش او نمی‌پردازند قطعاً چنین بندگانی خود را به خطر انداخته‌اند… وقتی خدایی که به ایمنی بخشی او اعتماد داری تو را امان داد ایمن شو اگرچه گناه همه جهانیان را داشته باشی و هرگاه تو را به گمان نیک به بخشش خود و اعتماد بر وفا کردن به وعده‌هایش فراخواند هرچه بیشتر به او اعتماد کن و در این حال اگر شرافت و وسیله‌ای برای جلب اقبال و توجه خداوند به خود نداشتی… به زودی درخت حسن ظن و اعتقاد تو به معاد بار نشسته و میوه‌های نیکبختی و یاری خدا در دنیا و آخرت را از آن خواهی چید».  نتیجه‌گیری از مجموع آیات قرآن کریم و روایات شریف که بر اهمیت و عظمت روز فطر تأکید دارند و نیز از اعمالی که برای شب و روز این عید بزرگ مسلمانان شمرده شده برمی‌آید که روزه‌داران و دیگر مسلمانانی که به جهت داشتن عذر، موفق به روزه نشده‌اند باید خود را برای ورود به چنین روز باعظمتی آماده سازند و پاداش یک ماه مجاهدت خود را پس از دادن فطریه و به‌جا آوردن نماز از خداوند مسألت نمایند. پی‌نوشت: [۱] لغت‌نامه دهخدا، ج۱، ص۲۴ و۱۴۵؛ [۲] لسان‌العرب، واژه عید؛ [۳] موسوعه‌الفقهیه، ج۳۱، ص۱۱۴، المیزان، ج۶، ص۲۳۵، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۳۶۸، مجمع‌البحرین، ج۳، ص۳۷۴، فتح‌القدیر، ج۲، ص۹۳؛ [۴] ر. ک به: الموسوعه‌الفقهیه، ج۳۱، ص۱۱۴؛ [۵] التحریر و التنویر، ج۲، ص۱۶۴؛ [۶]  [۷] اضواء‌البیان، ج۸، ص۳۹۲ ایشان این روایت را از صحیح بخاری، مسلم و سنن ترمذی نقل کرده‌اند؛ [۸] تفسیر المیزان، ج۶، ص۲۳۵؛ [۹] نهج‌البلاغه، حکمت ۴۲۸؛ [۱۰] این مطلب از آیه شریفه ۱۱۳ سوره مائده: «قالوا نرید ان ناکل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا و نکوئل علیها من الشاهدین» استفاده می‌گردد. [۱۱] مجمع‌الزوائد، ج۲، ص۲۰۱، المعجم‌الکبیر، ج۱، ص۲۲۶؛ [۱۲] شیخ صدوق، من لایحضره‌الفقیه، ج۴، ص۳۲۳ و کنزالعمال، ج۸، ص۵۹۰؛ [۱۳] نهج‌البلاغه، حکمت ۴۲۸؛ [۱۴] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۶؛ [۱۵] شیخ صدوق، من لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۳۲۴؛ [۱۶] روضه‌الواعظین، ص۳۵۳؛ [۱۷] ر. ک به: المراقبات ترجمه ابراهیم محدث، صص۳۳۴-۳۳۷؛ [۱۸] اقبال‌الاعمال ترجمه محمد روحی؛ [۱۹] الموسوعه‌الفقهیه، ج۳۱، صص۱۱۵-۱۱۶ اقبال‌الاعمال، ج۱، ص۴۵۷، در وسائل‌الشیعه، ج۸، ص۸۷ در حالات امام حسن نقل شده است که شب عید فطر را تا صبح احیا می‌گرفت. [۲۰] جهت توضیح بیشتر ر. ک به: اقبال‌الاعمال، ج۱، ص۴۵۷؛ [۲۱] صحیفه سجادیه، دعای ۴۳؛ [۲۲] قرآن کریم، سوره اعلی، آیه۱۴؛ [۲۳] الموطا، ج۱، ص۲۸۵؛ [۲۴] الموطا، ج۱، ص۱۷۷؛ [۲۵] الموسوعه‌الفقهیه، ج۳۱، صص۱۱۵-۱۱۶؛ [۲۶] حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج۷، ص۴۴۴، الموطا، ج۱، ص۷۸؛ [۲۷] کلینی، محمدبن‌یعقوب، الکافی، ج۴، ص۱۶۸؛ [۲۸] تفسیر الشعراوی، ج۱، ص۴۶۸؛ [۲۹] شیخ صدوق، من لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۳۲۳؛ [۳۰] محمدی ری‌شهری، محمد، میزان‌الحکمه، ج۷، صص۱۳۱-۱۳۲؛ [۳۱] ر. ک به: الموسوعه‌الفقهیه، ج۳۱، ص۱۱۵ لازم به تذکر است که در تعداد تکبیرات وارده به ویژه در نماز عید بین مذاهب اسلامی اختلافاتی وجود دارد. [۳۲] اقبال‌الاعمال، ص۴۹۴؛ [۳۳] الموسوعه‌الفقهیه، ج۳۱، ص۱۱۴؛ [۳۴] جهت تفصیل بیشتر ر. ک به: العروهالوثقی؛ [۳۵] الموطا، ج۱، ص۱۸۰؛ [۳۶] المدونهالکبری، ج۱، ص۱۶۸؛ [۳۷] الموطا، ج۶، ص۱۷۷؛ [۳۸] جهت تفصیل بیشتر ر.ک: به کتاب‌های: تحفه‌الفقهاء، ج۱، ص۱۶۵، رساله ابی‌زید، ص۲۴۵، مبسوماسر حسنی، ج۲، ص۳۷؛ و منابع روایی شیعه: اصول کافی، ج۴، ص۴۵۹، من لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۵۰۴، تهذیب‌الاحکام، ج۳، ص۱۳۰ و نیز جمله تراثنا، ج۱۶، ص.۲۱۴     منبع:  http://hablolmatin.dmsonnat.ir/?_action=articleInfo&article=36

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

اختصاصی نکات قرآن ؛ کارگاه های هشتم و نهم دوره آموزشی و تربیتی صبح انقلاب در روزهای چهارشنبه ۱۴ تیرماه و پنجشنبه ۱۵ تیرماه در شهر شیراز برگزار می گردد.

این کارگاه های آموزشی که به همت دفتر مطالعات فرهنگی نکات قرآن و با همکاری جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در استان فارس ویژه رشد و ارتقاء فعالین فرهنگی شهر شیراز طرح ریزی گردیده است در هشتمین و نهمین هفته خود میزبان حجت الاسلام علی خاک رنگین از شهر تهران و حجت الاسلام دکتر محمد رضا باقرزاده از شهر مقدس قم می باشد .

کارگاه هشتم با عنوان : منظومه فکری انقلاب اسلامی

در روز چهارشنبه ۱۴ تیرماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۴ الی ۲۰

با حضور حجت الاسلام علی خاک رنگین از شهر تهران

و

کارگاه نهم با عنوان : ۱۰۰ سوال پیرامون حکومت اسلامی

در روز پنجشنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۴ الی ۲۰

با حضور حجت الاسلام دکتر محمد رضا باقرزاده از شهر مقدس قم

برگزار می گردد.

لازم به ذکر است که این کارگاه ها ویژه نفراتی است که در دوره آموزشی و تربیتی صبح انقلاب ثبت نام نموده اند و حضور افراد متفرقه منوط به عضویت و یا  فعالیت در تشکل های فرهنگی استان و با معرفی و تایید مسول مجموعه فرهنگی مذکور، امکان پذیر می باشد.

مکان کارگاه های هشتم و نهم دوره آموزشی و تربیتی صبح انقلاب متعاقبا و از طریق کانال تلگرامی دوره به اطلاع خواهد رسید.

کانال اطلاع رسانی دوره آموزشی و تربیتی صبح انقلاب :

???

https://telegram.me/sobhe_enghelab

 

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


تیرماه یادآور روزهای تلخی است که در برگ‌های مختلف آن شخصیت‌هایی به تیر زهرآگین منافقین به خون غلتیدند که شاید نظیرشان در تاریخ کمتر آمده باشد. روز ۶ تیر سالروز ترور نافرجام رهبر معظم انقلاب، ۷ تیر سالروز انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی، ۱۱ تیرماه سالروز شهادت آیت‌الله صدوقی اما روز ۸ تیر نیز سالروز شهادت یکی از شخصیت‌های درخشان نهضت امام خمینی(ره) شهید محمد کچویی است.


شهید کچویی؛ از کار در صحافی تا عضویت در تشکیلات موتلفه


محمد کچویی در سال ۱۳۲۹ در شهر قم به دنیا آمد. وی پس از اتمام کلاس ششم ابتدایی، به دلیل شرایط اقتصادی خانواده مدرسه را رها کرد و در یک کارگاه صحافی در بازار مشغول به کار شد. کچویی در همین کارگاه با محمد بخارایی (عامل ترور حسنعلی منصور و از شهدای ۲۶ خرداد) آشنا و از طریق او جذب موتلفه اسلامی شد.


شهیدی که منافقین را بدترین دشمن نظام می‌دانست


از راست به چپ: شهید رجایی، عزت شاهی، عباس دوزدوزانی و شهید محمد کچویی


وی از اعضای هیئت انصارالحسین بود و در این هیئت پای درس شخصیت‌هایی مانند شهید بهشتی، مطهری و آیت‌الله خامنه‌ای حضور می‌یافت. در همین دوره با عزت شاهی آشنا شد و فعالیت سیاسی را آغاز کرد. عزت شاهی از مبارزین با سابقه قبل انقلاب، درباره همکاری و دوستی با کچویی در کتاب خاطراتش می‌گوید: “در دوره زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ، ﺑﻪ ﻣﺮور آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ داﺷـﺘﻢ از ﻣﯿـﺰ و صندلی و ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧـﻪ ﻓﺮوﺧﺘﻢ و ﺻﺮف ﻣﺨﺎرج زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮدم. ﮐﻔﮕﯿﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻪ دﯾﮓ ﺧﻮرد، رﻓﺘﻢ ﺳﺮاغ ﯾﮑﯽ از دوﺳﺘﺎﻧﻢ ﮐـﻪ دﮐﺎن ﺻﺤﺎﻓﯽ داﺷﺖ، ﻣﺤﻤـﺪ ﮐﭽـﻮﯾﯽ. او از ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬـﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ‌ام و ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﮐﻪ در آن ﻏﺮق ﺑﻮدم ﺧﺒﺮ داﺷﺖ. ﺑﻪ او ﮔﻔﺘﻢ ﺑﮕﺬار ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮐﺎرﮔـﺮ روزی دو  ـ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ در دﮐﺎﻧﺖ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ… ﮔﻔـﺖ: ﭘﻮل را ﻣﯽدﻫﻢ وﻟﯽ نمی‌خواهد کار کنی.”(خاطرات عزت شاهی، ص۷۳)


دستگیری، شکنجه، حبس ابد


کچویی در ۲۴ تیر ۱۳۵۱ با اعتراف حسین جوانبخت(از اعضای گروه حزب‌الله پیش از انقلاب اسلامی) دستگیر شد. وی در مصاحبه‌ای در سال ۵۹ درباره نحوه دستگیری‌اش گفته بود:” آن موقع ساواک مهم‌ترین فردی را که می‌خواست بگیرد عزت(شاهی) بود، چون هرکس یا هرچیزی را می‌گرفتند، می‌گفتند: عزت گفته یا عزت داده است. البته خود عزت گفته بود که اگر چیزی از شما گرفتند بگویید از فلانی گرفته‌ایم تا پرونده‌شان سبک شود، عزت در ساواک غولی شده بود… یک راست مرا به زندان قزل قلعه بردند و بازجویی‌ها و شکنجه‌ها شروع شد، اما چیزی دستگیرشان نشد، هیچ مطلبی از من لو نرفت، هر مسئله و هر موضوعی را به نحوی توجیه می‌کردم، مدرکی علیه من نداشتند. کل بازجویی و حرف‌هایی که زدم دوازده صفحه شد. “


شهیدی که منافقین را بدترین دشمن نظام می‌دانست


شهید کچویی در دوران زندان پیش از انقلاب


کچویی درباره خاطرات زندانی‌شدن و شکنجه‌اش در همین مصاحبه می‌گوید: “یادم است در زیر زمین اوین چهار ساعت حسینی(شکنجه‌گر معروف ساواک) یک سره با کابل به پا‌هایم می‌زد، طوری که الان پایم اصلاً غضروف ندارد. از همه جای پایم خون بیرون می‌پاشید، پا‌هایم تکه تکه شده بود، که چه، یاالله جای عزت را بگو! می‌گفتم: نمی‌دانم. الحمدالله چیزی هم لو نرفت، در دوباری که من دستگیر شدم به لطف خدا کسی به خاطر من یک سیلی هم نخورد…”


وی بار دیگر در آذر ۱۳۵۳، به دلیل ارتباط با فعالان سیاسی و ماجرای خرید اسلحه دستگیر شد. این بار به دلیل تکرار جرم، دادگاه او را به حبس ابد محکوم کرد. در ۲۸ خرداد ۱۳۵۶، به دلیل تغییر در شرایط سیاسی کشور و فشار برای آزادی زندانیان سیاسی، عفو شد. وی بعد از انقلاب عضو کمیته استقبال از امام(ره) بود و اولین سرپرست زندان اوین پس از پیروزی انقلاب اسلامی شد.


۸تیرماه ۶۰؛ روز خونین اوین


پس از شورش مسلحانه منافقین و آشکار شدن نفاق‌شان، آنها دست به ترور مردم عادی و مسئولان انقلاب زدند. پس از انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رسیدن شهید بهشتی و ۷۲ نفر از یارانش، عوامل دستگیر شده گروهک منافقین در زندان به شادمانی پرداختند و می‌رفت که اوضاع رنگ شورش به خود بگیرد.  


آیت‌الله محمدی گیلانی و شهید اسدالله لاجوردی دادستان وقت تهران برای سرکشی به زندان اوین می‌آیند. سعادتی یکی از اعضای سازمان که به دلیل برقراری ارتباط با سفارت شوروی مدتی در زندان اوین به سر می‌برد با یکی از زندانیان به نام کاظم افجه‌ای ارتباط برقرار کرد. افجه‌ای در زمان زندان با اظهار توبه و ندامت توانست روی مسئولان زندان اثر بگذارد و به منظور کمک به زندانیان در آن جا مشغول به کار شود.


 در آن روز شهید کچویی به او مشکوک می‌شود و مسلسلش را از او می‌گیرد. او با دست یافتن به یک سلاح کمری با شلیک چند گلوله محمد کچویی را ترور و به شهادت می‌رساند.


شهیدی که منافقین را بدترین دشمن نظام می‌دانست


اطلاعیه روابط عمومی دادستانی انقلاب در پی شهادت محمد کچویی


مرحوم احمد قدیریان (معاون اجرایی شهید قدوسی در دادستانی کل انقلاب) درباره نحوه شهادت کچویی و روز حادثه می‌گوید: “روز هشتم تیر جلسه‌ای یا حضور ۲۴ تن از حکام شرع، آقای لاجوردی، آیت الله قدوسی، آیت‌الله گیلانی و چندین نفر دیگر از جمله خودم در دادسرا تشکیل شد. کاظم افجه‌ای که متوجه قضیه شده بود با هماهنگی سعادتی با سلاح کلاشینکف که آن را روی رگبار گذاشته بود پشت در جلسه قرار گرفت. آقای محمد میرآبی مسئول دفتر آقای گیلانی متوجه او شد و از او پرسید: «این جا چه می‌کنی؟ » افجه ای در جواب گفت یک سؤال شرعی دارم و می‌خواهم از آقای گیلانی بپرسم.


در واقع او برای قتل عام اعضای آن جلسه آمده بود. آقای میرآبی و آقای غفارپور معاون قضایی، او را از آن جا بیرون کرده و با تندی به آقای کچویی گفتند که برای چه او به اینجا آمده است… آقای کچویی به خاطر اینکه وی توبه کرده و بسیار انسان دل رحم و دلسوزی بود نمی‌پذیرفت ولی دستور داد که اسلحه را از او بگیرند. در همان حال، افجه‌ای با موتور از اوین بیرون رفت و یک قبضه اسلحه کمری رولور تهیه کرده، برگشت. بعد از اتمام جلسه، حکام شرع و دیگران در ضلع شرقی اوین زیر درختان نشسته بودند و پاسخگوی توضیحات و مسائل شرعی زندانیان بودند. در همین حال، افجه‌ای به آن‌ها نزدیک شد و اسلحه را به سمت آن‌ها کشید. آقای لاجوردی متوجه قضیه شده، پشت درخت پنهان شد، آقای کچویی اسلحه خود را بیرون آورد اما قبل از آن افجه‌ای تیری به سر او زد…”


شهیدی که منافقین را بدترین دشمن نظام می‌دانست


شهید کچویی در نشست خبری در زمان سرپرستی اوین


معتقدم مجاهدین خلق بدترین دشمن در حال حاضر برای جمهوری اسلامی است


ﮐﭽﻮﯾﯽ از ﭼﻬﺮهﻫﺎی ﻓﻌﺎل زﻧﺪان قبل انقلاب و به قول عزت شاهی از زﻣﺮه «اﺻﺤﺎب ﻓﺘﻮا» ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ نجاﺳﺖ ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴت هﺎ اﻋﺘﻘـﺎد داشتند و از اﯾﻦ رو ﻣﺨﺎﻟﻒ مجاﻫﺪﯾﻦ خلق (منافقین) و ﻧﺰدﯾﮑﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴت هﺎ ﺑﻮد. (خاطرات عزت شاهی، ص۹۱)


  این شهید بزرگوار در وصیت‌نامه‌اش نیز با اشاره به التقاط و انحراف اعضای گروهک منافقین می‌نویسد:”این مطلب را هم لازم می‌دانم در وصیت نامه خود بنویسم که با توجه به اینکه خیلی‌ها با مرام‌های مختلف ادعای حق بودن را دارند ولکن حق یک چیز بیشتر نیست و به نظر من اختلاف سر معیار‌ها می‌باشد و برای من که معیارم قرآن و پیغمبر و ائمه و ولایت فقیه و در حال حاضر امام خمینی می‌باشد و جز این حق نمی‌باشد و شدیداً معتقدم که مجاهدین خلق با توجه به معیارهای باطلی که دارند ناحق‌ترین و باطل‌ترین گروه‌ها هستند اگر هدایت شدنی هستند خداوند آن‌ها را هدایت کند وگرنه نابود کند و معتقدم بد‌ترین دشمن در حال حاضر برای جمهوری اسلامی که حاصل خون بیش از ۷۰ هزار شهید می‌باشد همین مجاهدین هستند. 


منبع: تسنیم

۹ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

co_shohadamena-by_tavabin_95619

| دانلود فایل باکیفیت پوستر |

| دانلود فایل وکتور حدیث |

.

پ.ن : در دیدار رهبری با خانواده شهدای حادثه منا پارچه نوشته ای مزین به حدیث پیامبر اکرم(ص) پشت سر رهبری در حسینیه امام خمینی(ره) قرار داشت که حقیر رو تحت تاثیر قرار داد و به این فکر افتادم که فایل باکیفیتش رو و با اعمال گرافیکی برای استفاده قرار بدم .

maraheposter1