نکات قرآن




۱۱ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


داستان چمران


۳۱ خرداد ۱۳۶۰، پایان مجاهدت‌های دکتر مصطفی چمران با شهادت در منطقه‌ی دهلاویه‌ی خوزستان رقم می‌خورد. جهاد او در خوزستان، دنباله‌ی جهاد در کردستان و جهاد دیگری در لبنان بود. راهی که با ترک سطوح بالای تحصیلی در آمریکا و جدایی از خانواده انتخاب شده بود. اما چه انگیزه‌ها و ویژگی‌هایی باعث انتخاب این مسیر در زندگی او شده بود؟


 


*پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در این متن، نظر رهبر انقلاب در مورد انگیزه‌ها و ویژگی‌های شهید مصطفی چمران را بررسی می‌کند.


*۱


شهید چمران یک دانشمند بود؛ یک فرد برجسته و بسیار خوش‌استعداد بود. در آن دانشگاهی که در کشور ایالات متحده‌ی آمریکا مشغول درسهای سطوح عالی بوده ایشان یکی از دو نفرِ برترینِ آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب میشده. یک دانشمند تمام‌عیار بود. [۴]


*۲


سطح ایمان عاشقانه‌ی این دانشمند آنچنان بود که نام و نان و مقام و عنوان و آینده‌ی دنیائىِ به ظاهر عاقلانه را رها کرد و رفت در کنار جناب امام موسای صدر در لبنان و مشغول فعالیتهای جهادی شد؛ آن هم در برهه‌ای که لبنان یکی از تلخترین و خطرناکترین دورانهای حیات خودش را میگذرانید. ما اینجا در سال ۵۷ میشنیدیم خبرهای لبنان را. خیابانهای بیروت سنگربندی شده بود، تحریک صهیونیستها بود، یک عده هم از داخل لبنان کمک میکردند، یک وضعیت عجیب و گریه‌آوری در آنجا حاکم بود.


رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت. بعد معلوم شد که نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص میکند؛ چراغ مه‌شکن لازم است که همان بصیرت است. آنجا جنگید؛ بعد که انقلاب پیروز شد، خودش را رساند اینجا. از اول انقلاب هم در عرصه‌های حساس حضور داشت. [۴]


* ۳


رفت کردستان و در جنگهایی که در آنجا بود حضور فعال داشت؛ انسان باانصافی بود. لابد قضیه‌ی پاوه را شماها میدانید که در پاوه بر روی بلندیها، بعد از چند روز جنگیدن، مرحوم چمران با چند نفرِ معدودِ همراهش، محاصره شده بودند؛ ضد انقلاب اینها را از اطراف محاصره کرده بود و نزدیک بود به اینها برسند که امام اینجا از قضیه مطلع شدند، و یک پیام رادیوئی از امام پخش شد که همه بروند طرف پاوه؛ بعد از قضیه‌ی پاوه که مرحوم شهید چمران آمده بود تهران، توی جلسه‌ای که ما بودیم به نخست‌وزیرِ وقت گزارش میداد که بین اینها هم از قدیم یک رابطه‌ی عاطفی‌ای وجود داشت. مرحوم چمران توی آن جلسه اینجوری گفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آنقدر مؤثر بود که به صورت برق‌آسا و به مجرد اینکه پیام امام رسید، کأنه برای ما همه‌ی آن فشارها به پایان رسید؛ ضد انقلاب روحیه‌ی خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ی محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون. آنجا نخست‌وزیر وقت خشمگین شد و به مرحوم چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ی این را به امام مستند میکنی!؟ یعنی هیچ ملاحظه نمیکرد؛ منصف بود. بااینکه میدانست که این حرف گله‌مندی ایجاد خواهد کرد، اما گفت. [۴]


*۴


اگر انسان اسم افرادی را بیاورد که در شورای عالی دفاع آن روز عضو بودند، شما برادرانْ امروز تعجّب می کنید … می دیدیم لایحه ای آورده اند، مصوّبه ای را می‌خواهند از شورای عالی دفاع بگذرانند که بر اساس آن، اسم مستشاری سابق امریکا در ایران فلان اسم شود. چند اسم پیشنهاد کردند که شورای عالی دفاع ایران رسماً تصویب کند که اسم مستشاری این است. یعنی در حقیقت، وجود مستشاری را امضا کنند. ما آن جا فهمیدیم که مستشارها هنوز در ایرانند. گفتیم: «این آقایان این جا چه می کنند؟ اوّل اصل وجودشان را ثابت کنید تا بعد به اسمشان برسیم!» مرحوم چمرانِ عزیز هم در آن جلسه بود. او هم کمک کرد و تصویب کردیم که اینها باید هر چه زودتر از ایران بروند. [۳]



*۵

بعد [از قضیه کردستان] آمد تهران و وزیر دفاع شد؛ بعد که جنگ شروع شد، وزارت و بقیه‌ی مناصب دولتی و مقامات را کنار گذاشت و آمد اهواز، جنگید و ایستاد [۴]

*۶

حضور برای او یک امر دائمی بود. ما از اینجا با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توی تاریکی شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده کیلومتری شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت که با خودش از تهران جمع کرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یک هواپیمای سی – ۱۳۰ رفته بودیم آنجا. به مجردی که رسیدیم و یک گزارش نظامی کوتاهی به ما دادند، ایشان گفت که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت وقت، برای کسانی که همراه ایشان بودند و لباس نظامی نداشتند، لباس سربازی آوردند و همان جا کوت کردند؛ همه پوشیدند و رفتند. البته من به ایشان گفتم که من هم میشود بیایم؟ چون فکر نمیکردم بتوانم توی عرصه‌ی نبرد نظامی شرکت کنم. ایشان تشویق کرد و گفت بله، بله، شما هم میشود بیائید. که من هم همان جا لباسم را کندم و یک لباس نظامی پوشیدم و با اینها رفتیم.

یعنی از همان ساعت اول شروع کرد؛ هیچ نمیگذاشت وقت فوت بشود. ببینید، حضور این است. [۴]





*۷

تربیت و آموزشهای جنگ را مرحوم چمران درست کرد. جاهایی را معیّن کرد برای تمرین. خود ایشان، انصافاً به کارهای چریکی وارد بود. در قضایای قبل از انقلاب، در فلسطین و مصر تمرین دیده بود. به‌خلاف ما که هیچ سابقه نداشتیم، ایشان سابقه‌ی نظامىِ حسابی داشت و از لحاظ جسمانی هم، از من قویتر و کار کشته‌تر و زبده‌تر بود. لذا، وقتی صحبت شد که «کی فرمانده‌ی این عملیات باشد؟» بیتردید، همه نظر دادیم که مرحوم چمران، فرمانده‌ی این تشکیلات شود. [۲]





*۸

در روز فتح سوسنگرد تلاش زیادی شد برای اینکه نیروهای ما – نیروهای ارتش، که آن وقت در اختیار بعضی دیگر بودند – بیایند و این حمله را سازماندهی کنند و قبول کنند که وارد این حمله بشوند. شبی که قرار بود فردای آن، این حمله از اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب بود که خبر آوردند یکی از یگانهائی که قرار بوده توی این حمله سهیم باشد را خارج کرده‌اند. خب، این معنایش این بود که حمله یا انجام نگیرد یا بکلی ناموفق بشود. بنده یک یادداشتی نوشتم به فرمانده‌ی لشکری که در اهواز بود و مرحوم چمران هم زیرش نوشت و تا ساعت یک و خرده‌ای بعد از نصف شب ما با هم بودیم و تلاش میشد که این حمله، فردا حتماً انجام بگیرد.

صبح زود نیروهای نظامی که حرکت کردند، ما هم با چند نفری که همراه من بودند، دنبال اینها حرکت کردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، من پرسیدم چمران کجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده و جلو است. یعنی قبل از آنی که نیروهای نظامىِ منظم و مدون حرکت بکنند و راه بیفتند، چمران جلوتر حرکت کرده بود و با مجموعه‌ی خودش چندین کیلومتر جلو رفته بودند. بعد هم الحمدلله این کار بزرگ انجام گرفت، و چمران هم مجروح شد.

دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بی‌رودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود. [۴]




*۹



شلیک آر. پی. جی را که نیروهای ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آر. پی. جی جزو سلاحهای سازمانی ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ی عربی آر. بی. جی هم میگفت؛ تعلیم میداد که اینجوری آر. پی. جی را بایستی شلیک کنید. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ی عالی، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ی عملیات نظامی، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوی و با آن سرسختی، چه ترکیبی میشود.

در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل… اینجور هم نبود که یک آدم خشکی باشد که لذات زندگی را نفهمد؛ بعکس، بسیار لطیف بود، خوش‌ذوق بود، عکاس درجه‌ی یک بود هنرمند بود. دل باصفائی داشت؛ عرفان نظری نخوانده بود؛ شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش کسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا. [۴]




*۱۰



شهید چمران شب تا ساعت یک بعد از نصف شب و بیشتر دنبال کار است، صبح زود جلوتر از همه توی جبهه است و هرجا لازم هست، حضور دارد. این حضور دائم و بهنگام در هر نقطه‌ای که لازم است را باید تمرین کنیم. [۴] چمران یک نخبه‌ى علمى درجه‌ى یک بود امّا احساس کرد نیاز است که بیاید در این میدان کار کند؛ از همان استعداد، از همان توانایى، از همان همّت استفاده کرد وارد این میدان شد و کارهاى کارستانى انجام داد. [۵]




*۱۱



سردار رشید اسلام، مالک اشتر زمان، چمران عزیز، مرد عمل و جهاد و شهادت، سرباز فداکار اسلام و انسانی در خط حاکمیت قرآن بود. جهاد او در خوزستان دنباله‌ی جهادش در کردستان و دنباله‌ی جهاد بزرگش در لبنان بود. در همه جا یک هدف و یک خط را تعقیب میکرد. [۱]



*۱۲



مرحوم شهید چمران حقاً یک نمونه و مظهری بود از آن چیزی که انسان دوست میدارد تربیت جوانان ما و دانشگاهیان ما به آن سمت حرکت بکند… در دانشگاه پرورش انسانِ در تراز شهید چمران لازم است؛ [۴]



۱. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۶۰/۰۴/۰۵

۲. مصاحبه با تهیه‌کنندگان مجموعه روایت فتح ۱۳۷۲/۰۶/۱۱

۳. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ارتش جمهوری اسلامی ایران ۱۳۷۴/۰۱/۳۰

۴. بیانات در دیدار اعضای بسیجی هیأت علمی دانشگاه‌ها ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

۵. بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هشتمین همایش ملی نخبگان جوان


 


* منبع: KHAMENEI.IR

۱۱ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

هوالمحبوب

سلام علیکم

پوستری دیگر مخصوص روز قدس خدمت شما تقدیم می کنم.

در این تصویر از بخشی از بیانات امام خامنه ای مدظله العالی ذرباره فلسطین و روز قدس استفاده کردیم که ایشان فرمودند:

امروز دفاع از فلسطین، دفاع از حقیقت است؛ حقیقتی بسیار گسترده‌تر از مسئله‌ی فلسطین. امروز مبارزه‌ی با رژیم صهیونیستی مبارزه با استکبار است، مبارزه با نظام سلطه است. همچنان‌که می‌بینید شما که علیه رژیم صهیونیستی حرف میزنید، آن مسئول و سیاستمدار آمریکایی، احساس دشمنی و خصومت با شما میکند؛ احساس میکند که به او ضربه زده‌اید؛ واقع قضیّه هم همین است. بنابراین روز قدس را باید بزرگ دانست، راهپیمایی روز قدس هم خیلی مهم است.

۱۳۹۶/۰۳/۳۱

برای دریافت تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

القدس لنا / روز قدس

القدس لنا / روز قدس

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای مشاهده تصویر در ابعاد بسیار بزرگ، اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر اینجا کلیک کنید.


لینک کمکی – پیکوفایل

هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ اسلامی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

عناصر استفاده شده در طرح ها یا توسط نکات قرآن طراحی شده یا از سایت ها و از طریق جستجوی اینترنتی به دست می آیند، منبع اصلی تصاویر در صورت مشخص بودن ، در توضیحات طرح ذکر خواهد شد ، در غیر اینصورت مسؤولیت رعایت حقوق کپی رایت بر عهده استفاده کننده خواهد بود.
یا علی مدد

برای دانلود رایگان کلیه فایل های لایه باز ( Psd ) سایت نکات قرآن ( به جز تصاویر ارسالی کاربران ) بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز از لینک زیر استفاده کنید :

دانلود رایگان فایل های لایه باز مطالب ، بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز

۱۱ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

گزارش تصویری از مسابقات قرآنی ویژه فرزندان مددجویان تحت پوشش انجمن حمایت از زندانیان سنندج

IMG_20170622_144748

IMG_20170622_144802

IMG_20170622_144806

IMG_20170622_144810

IMG_20170622_144815

IMG_20170622_144821

IMG_20170622_144826

IMG_20170622_144831

IMG_20170622_144835

IMG_20170622_144843

IMG_20170622_144852

IMG_20170622_144857

IMG_20170622_144904

IMG_20170622_144925

IMG_20170622_144931

نوشته گزارش تصویری از مسابقات قرآنی ویژه فرزندان مددجویان تحت پوشش انجمن حمایت از زندانیان سنندج اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی نکات قرآن پدیدار شد.

۱۱ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


ضرب المثل «پسر کو ندارد نشان از پدر» را بارها و بارها شنیده‌ایم اما این بار می‌خواهیم اثر این جمله را در زندگی یک فرمانده شهید نشان دهیم. «محمدجواد سیاف‌زاده»، فرزند سردار شهید احمد سیاف زاده راه پدر را ادامه داده و علاوه بر حضور در راهیان نور، با گروهی از جوانان به دیدار خانواده معزز شهدا می‌رود. شاید این عمل، کوچک‌ترین آموزه‌های وی از پدر باشد. گاهی یک گفت‌وگوی طولانی هم نمی‌تواند در بیان احساس و رشادت‌های یک فرمانده جنگ حق مطلب را ادا کند، اما می‌توانید در ادامه خلاصه‌ای از فعالیت‌ها و روایتگری شهید سیاف زاده در راهیان نور را از زبان فرزند وی بخوانید.


سال‌های پایانی دهه‌ هفتاد، پسر کوچک خانواده بودم. سفرهای یک هفته‌ای پدر حوصله‌ام را سر برده بود. در شهرکی سازمانی زندگی می‌کردیم. کارم این شده بود که از دو سه ساعت مانده به غروب دم درب دژبانی می‌نشستم تا پدر برسد و با او به خانه بیاییم.


یادم هست یک روز دیگر نرفتم دم درب بنشینم. یاد حرف‌هایی که درباره‌ شهدا می‌زدند، افتادم که آن‌ها را در آسمان نقاشی می‌کشیدند. با خود می‌گفتم که شاید بابا هم از آسمان خواهد آمد. این را عرض کردم که بدانید بودند افرادی همچون پدرم که بودن‌هایشان کنارمان پس از جنگ، دست کم از نبودن‌هایشان در سال های جنگ ندارد.


شب پدر آمد. هر چه در توان داشتم روی رکاب دوچرخه‌ام آوردم و سریع خودم را به خانه رساندم. به جای رفتن و سلام دادن به پدرم، مقابلش آمدم. خوب که مرا دید، لبخند معروفش در قبال دل تنگی چند روزه‌اش را نثارم کرد، با گریه و قهر به رختخوابم رفتم. صدای خنده‌هایشان از این حرکت من بیشتر مرا رنج می‌داد. دو سه دقیقه بعد، پدر آمد و خوبی‌اش هم این بود که اهل لوس کردن و نازم را بخرد، هم نبود. سوغاتی‌هایم را نشانم داد. دستانم را گرفت و مرا بر سر سفره شام برد.



آن روزها نمی‌دانستم منطقه‌ که می‌گویند، پدرت رفته است، یعنی چه؟ فقط یادم هست یک بار داشتیم با هم از سر کارش برمی‌گشتیم. سر راه یک منطقه‌ بزرگ خاکی و یک بخشی‌اش هم دارای خاکریز بود. بلند فریاد زدم و گفتم: «همیشه می‌گویی ما جبهه بودیم. جبهه اینجاست؟ شما می‌گویی دور هست و نمی‌توانم تو را با خود به آنجا (منطقه) ببرم.» ذهنیت من درباره راهیان نور و مناطق جنگی آن روزها اینچنین شکل گرفته بود.


سال ۸۳؛ سازمان حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس به صورت جدی بر روی احداث یادمان‌های جدید مناطق جنگی و همینطور اصلاح و بازسازی یادمان‌های قبلی احداث شده، شروع به کار کرده بود. این‌ها را دیگر با زبان این روزهایم می‌گویم.


دادن اطلاعات ریز و فردی مورد اعتماد از نظر سواد جنگی و همچنین پا به کار بودن صفر تا صد این جریان فقط و فقط یک نفر را در ذهن آن‌ها آورده بود، آن هم احمد سیاف!


مهندس دانشی، مسئول وقت مهندسی ستاد راهیان نور اینطور روایت می کرد: «وقتی اولین تماس را با سردار سیاف گرفتم و جریان را توضیح دادم، وی از همان پشت تلفن با موضوع درگیر شده و علاوه بر کمک کردن، طرح ما را هم اصلاح می‌کند. یعنی به نوعی انگار منتظر چنین تلفنی از سمت ما بوده است تا بتواند خود را در بحث راهیان نور سهیم کند.»


در بحث راهیان نور یک بخش جلسات تهران است، اما بخش اصلی و عمده آن در مناطق عملیاتی و حضور در خوزستان و کرمانشاه و کردستان بود.


این بار کمی که بیشتر بزرگ شدم، این سفرهای چند روزه دیگر مثل دوران کودکی طاقت فرسا نبود، اما منظره‌ جالبی که این بار وجود داشت، تلفن‌های یک ساعت یا دوساعته‌ پدر و بحث کردن‌های فراوان در رابطه با عملیات‌ها و منطقه‌ها بود. از آن روزها به بعد دیگر شلمچه، کربلای ۵، اروند، چزابه و حدود و نهر عرایض و این اسم‌ها جزئی از زندگی‌مان شده بودند. این حرف‌ها شوخی یا غلو نیست.


یادم هست یکبار از منطقه برگشته و خاطرات و اتفاقاتی که در آنجا اتفاق افتاده بود را بیان می‌کرد. می‌گفت با همین تیم بچه‌های مهندسی در چزابه بودیم، پیشنهاد کردم به یک منطقه‌ای برویم، بعید می‌دانم کسی تا به حال آنجا پایش را گذاشته باشد. وقتی رسیدیم طبق همان چیزی که حدس زده بودم منطقه از زمان جنگ تا به امروز ذره‌ای دست نخورده بود. خمپاره، نارنجک، جعبه مهمات‌ پر از تیر کلاشینکف و مسلسل، سنگرهای نیمه ریخته، همه هم زنگ زده و سولفات شده، پوتین‌های در خاک فرو رفته و از همه جالب‌تر قوطی نوشابه. صدای یک نفر از تعجب درآمد که مگر می‌شود تا امروز زیر این بارش باران و رمل‌ها سالم مانده باشد که به شوخی گفتم: «نه بابا این برای چوپان‌هاست که گه‌گاهی رد می‌شوند و یک نوشابه می‌خورند. قوطی نوشابه را به اینجا پرت می‌کنند.» در همین گیر و دار یک آن پایم بر روی یک مین والمر رفت ولی شانس آوردم که به دلیل گذشت زمان از کار افتاده بود و فقط دود کرد و بسیار ما از این موضوع اول به خاطر جایی که پیدا کرده‌ایم و دوم به خاطر خطری که به خیر گذشت، متعجب و ناراحت شدیم.


در همین حین مادرم اشک‌ریزان و نگران حال، تلفن را برداشت و یک گوسفند برای سلامتی پدر قربانی کرد. برای اولین بار که تیم جوان واحد مهندسی بنیاد حفظ آثار را دیدیم، بسیار جا خوردیم. از نظر سن زیر سی سال بودند. پدرم یک بار برای روایتگری عازم منطقه شده و قرار بود آخر هفته بازگردد. تلفن زد و گفت: «بچه‌های دانشگاه امیر کبیر درخواست کرده‌اند با گروهشان همراه باشم. بلیطم را جابجا کردند، سه شنبه هفته بعد می‌آیم.»


قرار بود روز چهارشنبه فردای روزی که پدرم بازمی‌گشت به اهواز برویم. البته پدرم در این سفر نیز قرار بود با دوستان قدیمی‌اش به قرارگاه کربلا برود. پیشنهاد دادیم شما دیگر بازنگردید. ما به اهواز می آییم، اما پدر قبول نکرد و گفت: «این مسیر، جاده‌ خطرناکی دارد. خودم با شما همراه باشم، بهتر است. ساعت یک شب بامداد سه شنبه با برادرم محمدجواد به دنبال پدر به فرودگاه رفتیم. وقتی رسید، تعریف کرد: «هر سال استقبال‌ها و حضور جوانان بیشتر می‌شود. جالب است که هر روایت من به نسبت قبلی کامل‌تر می‌شود.»


هرگز به یاد ندارم روزی در جمع‌های خانوادگی‌مان از هدفش بگوید که مثلا به فلان دلیل من برای روایت‌گری می‌روم یا شعاری با این قضیه برخورد کند. گواه سخنم هم همین دوستان پدرم هستند.


گاهی در صحبت‌ها پیش می‌آمد که بپرسیم، «فقط مگر شما هستی و یا شما میدانی که باید در مناطق حضور داشته باشی؟» می‌گفت: «وقتی جنگ تمام شد. آن هم جنگی مثل جنگ هشت ساله‌ ما که به اندازه دو جنگ جهانی اول و دوم بود و در قبال ملت تازه انقلاب کرده‌ای مثل ما حادث شد، دیگر یک جنگ معمولی نبود. جنگی بود که با ارزش‌ها و اعتقادات‌مان همراه بود، نمی‌شود بعد از اتمام آن به سوالات مردم، جوانان، نسل های آینده جوابی ندهیم. من اگر زمان جنگ مسئول عملیات قرارگاه کربلا، قرارگاه جنوب بودم و امروز فرمانده‌ دانشکده‌ دوره فرماندهی و ستاد هستم و با دانشجوهایی که سوال دارند مواجه هستم یا باید این مسئولیت‌ها را قبول نمی کردم ولی اگر امروز قبول کرده‌ام باید درباره‌ اتفاقاتی که آن‌ روزها درآن حضور داشتم، جواب بدهم. غیر از این باشد باعث شکاف بین ارزش‌ها و عمل‌هایمان خواهد شد. تاریخ را باید روایت کنیم قبل از آن که تاریخ ما را روایت کند. امروز مسئله‌ هشت ساله بودن جنگ، تبدیل به یک سوال جدی برای مردم ما شده و بعضا سپاه آن زمان را متهم به قدرت‌طلبی می‌کنند. باید برای آن‌ها توضیح داد اگر در سال دوم جنگ و بعد از فتح خرمشهر پیشنهاد شفاهی سازمان ملل در خصوص ترک نزاع را قبول می‌کردیم یعنی بعد دو سال ضرر به کشور، هر کدام‌مان برمی‌گشتیم سر مرزهایمان، و بگوییم حالا اتفاقی است که افتاده و اشتباهی است که پیش آمده، یعنی حتی حاضر نبودند این را هم بنویسند، بعد یک عده در داخل ما را متهم می‌کنند. باید بگوییم اگر تا سال شصت و هفت قبول نکردیم و آن‌ها را بعد از عملیات کربلای پنج، پای میز مذاکره آوردیم و از روی اقتدارمان این بحث به وجود آمد. هر آنچه خواستیم نوشتیم و امضا کردند. حاصلش می‌شود یک چنین چیزی که تا به امروز کل جهان به این باور رسیده که ما چه جنس عملکردی در قبال چنین اتفاقاتی داریم. یعنی به دشمنان کشورمان بفهمانیم که این بار اگر هوس به سرت زد و وارد خاک کشورمان شدی، پایت گیر خواهد کرد. باید از این زوایا برای مردم صحبت کرد. این که شعار قدس از کربلا می گذرد که توسط امام راحل مطرح شد، اصل صحبتش با چه طرز تفکری بود؟ بله اینطور صحبت کردن علاوه بر وقت داشتن، حال داشتن هم می‌خواهد که متاسفانه این حال خیلی در دوستان کمرنگ شده است اما وظیفه‌ ماست که برای مردم آنچه کردیم را روشن کنیم.»


این طرز تفکر پدرم بود که به قول سردار فتح الله جعفری هشت سال در دوران دفاع مقدس مستمرا حضور کلیدی داشت و هشت سال دیگر تحت عنوان راهیان نور پای روایت جنگ برای دانشجوها، محققین، مسئولین و دسته و گروه های مختلف نشست. تا روز چهلم بعد از شهادت پدرم ۴۰۰ ساعت صوت و فیلم از صحبت‌هایش به دست آمد و دست‌نوشته‌هایی که فرصت اتمامش نرسیده بود.


آخرین سفر او روز عاشورا و تاسوعا بود. خودم تا فرودگاه همراهش بودم. سه روز سفرش طول کشید. وقتی بازگشت گفت کل اهواز رو پیاده به یاد روزهای جوانی گشتم و واقعا روحم نفسی کشید. اهوازی بود و جلوی چشمانش توپخانه عراق خانه‌مان را بمباران کرد؛ اما ما دلیل و معنای اینجور صحبت کردن‌های آن روزش را نفهمیدیم.


امروز و پس از شش سال از رفتنش هنوز جای صدای وی در منطقه خالی است. هر سال که به جای او به منطقه می روم جای خالی صدای پدرم را از زبان امثال حاج حسین یکتا، حاج آقای ماندگاری و امیر دربندی می‌شنوم. پدرم امروز اگر بود، تازه شصت ساله می‌شد. اگر بود امروز دست پدرانه‌اش قطعا گرمی خاص خودش را داشت.


آنچه از حضورش در میدان فرهنگی راهیان گفتم همانند یک روز از حضورش در مثلا عملیات والفجر هشت بود. کربلای ۴ و ۵، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و والفجرها ماند. مگر می‌شود آن‌ها را در یک مصاحبه کوتاه بیان کرد؟ این بخش هشت ساله‌اش را هم نمی‌توان بیان کرد. همکاری‌اش با پژوهشگران ماند، با رسانه‌ای‌ها ماند، با انجمن پیشکسوتان دفاع مقدس ماند. با موسسه سیره شهدا و تربیت راوی‌اش ماند. نمی‌شود هشت سال را در دو کلام گفت. این‌ها را گفتم تا بخشی از بودنش را بدانید.


منبع: دفاع پرس

۱۰ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

هوالمحبوب

سلام علیکم

پوستری دیگر مخصوص روز قدس خدمت شما تقدیم می کنم.

در این تصویر از بخشی از بیانات امام خامنه ای مدظله العالی ذرباره فلسطین و روز قدس استفاده کردیم که ایشان فرمودند:

روز قدس بسیار مهم است. صرفاً این نیست که ما از یک ملّت مظلومی که از میهن خود و از خانه‌ِی خود رانده شده داریم دفاع میکنیم؛ ما در واقع داریم با این کارمان با یک نظام سیاسی ظالمانه و استکباری مبارزه میکنیم.

۱۳۹۶/۰۳/۳۱

برای دریافت تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

راهپیمایی روز قدس / القدس لنا

راهپیمایی روز قدس / القدس لنا

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای مشاهده تصویر در ابعاد بسیار بزرگ، اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر اینجا کلیک کنید.


لینک کمکی – پیکوفایل

هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ اسلامی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

عناصر استفاده شده در طرح ها یا توسط نکات قرآن طراحی شده یا از سایت ها و از طریق جستجوی اینترنتی به دست می آیند، منبع اصلی تصاویر در صورت مشخص بودن ، در توضیحات طرح ذکر خواهد شد ، در غیر اینصورت مسؤولیت رعایت حقوق کپی رایت بر عهده استفاده کننده خواهد بود.
یا علی مدد

برای دانلود رایگان کلیه فایل های لایه باز ( Psd ) سایت نکات قرآن ( به جز تصاویر ارسالی کاربران ) بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز از لینک زیر استفاده کنید :

دانلود رایگان فایل های لایه باز مطالب ، بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز

۱۰ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

معاون فرهنگی و امور روحانیون مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور؛

قرآن سرمایه معنوی و برنامه سعادت مسلمانان است

معاون فرهنگی و امور روحانیون مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور گفت: قرآن کتاب زندگی و برنامه روشنگرانه برای مسلمانان است و هرچقدر از این کتاب آسمانی بهره بگیریم جامعه اسلامی پویا تر خواهد بود.

به گزارش نکات قرآن، حجت الاسلام سعید عسگری در مراسم پایانی مسابقات قرآن ویژه فرزندان مددجویان تحت پوشش انجمن حمایت از زندانیان سنندج که با مشارکت مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در سالن اجتماعات کتابخانه امام خامنه ای اظهار کرد: در آیات متعدد قرآنی از طرف خداوند متعال از قرآن به عنوان نور و کتاب مبین نام برده شده است.

وی افزود: هرکسی قرآن را امام و رهبر خود قرار دهد و در زندگی خویش به عنوان برنامه سعادت بخش در نظر بگیرد نور ظاهری و نور باطنی نشات گرفته از قرآن وجود وی را در بر خواهد گرفت.

حجت الاسلام عسگری خاطر نشان کرد: ما باید زمینه آشنایی هرچه بیشتر جوانان و نوجوانان را با مبانی قرآنی آشنا کنیم و از تمامی امکانات بهره بگیریم.

وی افزود: بسیار خرسندیم که در مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور میزبان کودکان و فعالان قرآنی عضو خانواده مددجویان تحت پوشش انجمن حمایت از زندانیان هستیم و با تمام توان برای گسترش این فعالیت ها برای این قشر حمایت خواهیم کرد.

در ادامه این مراسم نیز از کودکان و نوجوانان قرآن پژوه با اهدای جوایزی تقدیر به عمل آمد. پیام/

۱۰ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


نکات قرآن-در ساعت ۱۶:۳۰ روز یکشنبه هفتم تیر ماه۱۳۶۶ چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت در غرب کشورمان را شکستند و هفت بمب گاز حاوی خردل  را در نقاط پر جمعیت  شهر انداختند که ۲ بمب در بازار و ۲ بمب دیگر در منطقه مسکونی افتاد. سه بمب نیز در روستاهای اطراف پرتاب شد و یکی از فجایع تاریخ بشری در سردشت رقم خورد.


 بمباران شیمیایی سردشت چگونه اتفاق افتاد


کل آمار شهدا ۱۳۰ نفر بود که ۲۰ نفر از آنها  در همان ساعات اولیه پس از بمباران شهید شدند ۱۰ نفر نیز در حین انتقال از سردشت به شهادت رسیدند و ۱۰۰ نفر طی مدت یک هفته الی یک ماه  پس از حادثه بتدریج در بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های مختلف کشور به شهادت رسیدند


.


به علت شرایط جوی و جریان ملایم هوا آلودگی بتدریج تا کیلومترها دورتر از کانون های انفجار گسترش یافت و بوی نامطبوع خردل که مشابه بوی سیر و گوگرد بود، از فاصله دور استشمام می شد. متاسفانه بیمارستان و درمانگاه  شهر نیز در مسیر جریان هوای آلوده قرار گرفته بود و برخی از پزشکان و پرستاران پس از چند ساعت به دلیل آلوده شدن مجبور به ترک محل شدند درحالی که آب و برق و تلفن قطع  و کلیه فعالیت های خدماتی فلج شده بود.


با وجود این اعضای کادر پزشکی بهداری سپاه با کمک نیروهای محلی توانستند از دو حمام شهر به عنوان دو ایستگاه رفع آلودگی استفاده کنند و ماشین های آتش نشانی نیز مسئولیت تدارک آب حمام های شهر را عهده دار شدند.


سالن ورزشی شهر به عنوان یک نقاهتگاه ۱۵۰ تخته مورد استفاده قرار گرفت و با توجه به ماهیت اثر گاز خردل (برخلاف گاز اعصاب که ناگهان همه بیماران در همان ساعت اول مراجعه می کنند) ساعت به ساعت بر تعداد مصدومان افزوده می شد. آلودگی مواد غذایی، سبزیجات، مزارع ، آبها باعث شیوع برخی مسمومیت های گوارشی شده بود و گله های گاو و گوسفند که تنها سرمایه برخی از خانواده ها بود از بین رفت.


یک روز پس از این حادثه، مصدومان بد حال با چندین پرواز از ارومیه و تبریز به تهران منتقل شدند، صحنه بسیار ناراحت کننده ای در فرودگاه تهران وجود داشت که تحمل آن برای خلبانان و خدمه هواپیماهای نظامی نیز دشوار شده بود. کودکانی در سنین مختلف با چشم های ورم کرده که به سختی ناله می کردند سعی داشتند از مادران خود جدا نشوند و برخی در حال اغماء بودند. تعداد زیادی از مصدومین بد حال نیز به بیمارستان بقیه اله (عج) منتقل شدند .


از شهر ۱۲۰۰۰ نفری سردشت طبق آمارهای رسمی ۸۰۲۵ نفر مصدوم شدند که این آمار شامل مصدومین خفیف نیز می شد. حداقل ۴۵۰۰ نفر از مصدومین نیاز به درمان داشتند و۳۰۰۰ نفر آنها در شهر سردشت به صورت سرپایی درمان شده و سپس در روستاهای مجاور مدتی را سپری کردند تا آلودگی شهر کاملا” مرتفع شود. مابقی مصدومین که ۱۵۰۰ نفر می شدند در حال وخیم تری بودند و نیاز به بیمارستان داشتند و لذا به خارج از سردشت اعزام شدند .


 ۶۰۰ نفر از این گروه ۱۵۰۰ نفری به تهران و بقیه به چند شهر شمال غربی کشور اعزام شدند . تعدادی از هموطنان شهید شدند و بسیاری مدت زمان زیادی را در بیمارستان سپری کرده و ازعوارض شدید ریوی و چشمی و پوستی رنج بردند.


۲۵۲ بار حمله شیمیایی رژیم بعث به رزمندگان


در طول جنگ تحمیلی جمهوری اسلامی ایران ‌۲۵۲ بار مورد حمله شیمیایی رژیم بعث عراق قرار گرفت که  حدود ‌۱۰۰ هزار مجروح شیمیایی شدند  که هنوز از آثار آن‌  رنج می ‌برند.  اگر چه کنوانسیون ژنو برای ممنوعیت استفاده از سلاح‌ های شیمیایی در سال ۱۹۲۵قطعنامه ای  صادر کرده بود  اما برخی  از کشورها عملا به این کنوانسیون پایبند نبودند.


به رغم ارتکاب این جنایت هولناک، مجامع جهانی هیچ اقدامی در جلوگیری از ادامه تجاوز به عمل نیاوردند، حتی آن رژیم خونخوار را هم ملامت نکردند و چون گذشته بی‏‌اعتنا از کنار این حادثه گذشتند.سردشت اولین شهر قربانی فاجعه شیمیایی، فقط نماد مظلومیت ملت ایران نیست، بلکه نماد برخورد دوگانه مجامع بین‌المللی در جهت تامین منافع ابر قدرت‌ ها نیز هست.


برابر گزارش ‌ها، بیش از ‌۴۰۰ شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی، از تجهیز شیمیایی رزی بعث حمایت کردند که بیشترین آنها از آلمان و انگلیس بودند. این در شرایطی بود که آلمان به عنوان تنها کشوری بود که  کنوانسیون ژنو را امضا و اتحادیه اروپا اجازه داشت با بازرسی مانع از تولید سلاح‌ های شیمیایی از آن شود.


با این وجود چگونگی وقوع این حادثه و آمار مصدومین و شهدا طی گزارش های متعددی به اطلاع شورای امنیت سازمان ملل رسید اما متاسفانه هیچ هیئت کارشناسی برای بررسی حادثه اعزام نشد.


متاسفانه  در ان مقطع از تاریخ، مجامع جهانی به دلیل نفوذ پشتیبانان صدام حسین، قادر به انجام اقدام قابل توجهی نبودند اما بالاخره در فروردین سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) سرانجام اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد در واکنش به جنایات جنگی آشکار صدام ، مصوبه‌ای را در محکومیت به کارگیری سلاح های شیمیایی گذراندند که با وتوی آمریکا بی ‌اثر شد.


نخستین حمله شیمیایی رژیم بعث در جنگ ‌تحمیلی


در اوایل جنگ تحمیلی، در منطقه شلمچه، رژیم عراق برای اولین بار به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شیمیایی کرد و این جنایت برای دومین بار در منطقه میمک تکرار شد. عراقی‌ ها از آذر ماه سال ۱۳۶۱، به طور پراکنده از عوامل شیمیایی کشنده در مقابل رزمندگان استفاده کردند. ابتدا مقدار محدودی از سولفور موستارد (عامل تاول‌ زا) را به منظور درهم شکستن سازمان رزمی  رزمندگان در تک‌ های شبانه مورد استفاده قرار دادند.


در سال ۱۳۶۲، عراق به کاربرد جنگ ‌افزارهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین مبادرت کرد و جمهوری اسلامی ایران حادثه پنجوین را «جنایت جنگی» نامید و مجروحین جنگ شیمیایی به بیمارستان‌های تهران اعزام شدند.


استفاده از جنگ ‌افزارهای شیمیایی در بُعد وسیع تر توسط عراق از اوایل زمستان ۱۳۶۴ که رزمندگان توانستند شهر فاو را تصرف کند، مجدداً آغاز شد، در اوایل سال ۱۳۶۶، عراق بار دیگر از جنگ‌ افزارهای شیمیایی به طور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد.


کاربرد ۷۰۰۰ گلوله حاوی مواد سمی


پس از عملیات والفجر۸ در سال ۱۳۶۴، نیروهای بعثی به طرز بی ‌سابقه ‌ای از مواد سمی شیمیایی استفاده  و حدود ۷۰۰۰ گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایرانی شلیک کردند. در طول ۲۰ روز هواپیماهای عراقی بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند و متجاوز از ۳۰ تهاجم شیمیایی علیه هدف ‌های غیر نظامی در خاک ایران انجام شد


.


بمباران شیمیایی شهر سردشت توسط عراق در هفتم تیر ۱۳۶۶ وحشتناک ‌ترین تهاجم از این نوع بود که باعث شهید و مجروح شدن تعداد زیادی از مردم غیرنظامی شد. اما وحشیانه ‌ترین مورد استفاده  در اسفند ۱۳۶۶ در حلبچه بود که وسیع ‌ترین مورد استفاده از جنگ‌ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون به شمار می‌رود که طی ان حداقل ۵۰۰۰ تن از مردم کُرد مسلمان این شهر شهید و ۷۰۰۰ تَن دیگر مجروح شدند.


فاجعه ‌ای که در حلبچه رخ داد بدون شک با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای «هیروشیما و ناکازاکی» ژاپن به دست امریکا، قابل مقایسه است.


به کارگیری سلاح‌ های شیمیایی از سوی عراق، در حالی صورت ‌گرفت که این کشور جزو ۱۲۰ کشور امضا کننده پروتکل ژنو در مورد منع استفاده از سلاح‌ های سمی، خفه کننده و ترکیبات باکتریولوژیک بود. پروتکل ۱۹۲۵ ژنو که طی قطعنامه ۲۱۶۱ سازمان ملل متحد مجدداً به تصویب رسیده است، صراحتاً استعمال سلاح‌ های شیمیایی را منع کرده است.




 




خضری: جانبازان شیمیایی سردشت هنوز احراز جانبازی نشده اند


به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی سردشت، گفت و گویی با دکتر رسول خضری نماینده مردم سردشت و پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی داشتیم که با هم می خوانیم.


فاش: وضعیت جانبازان شیمیایی سردشت در حال حاضر چگونه است؟


-در ابتدای سال ۱۳۶۶ طبق آماری که ما از بیمارستان بقیه الله به عنوان مرجع اصلی اخذ کردیم حدود ۸ هزار و ۱۴ نفر آمار مصدومان شیمیایی اعلام شده بود.


خطیب وقت نماز جمعه تهران هم در سال ۶۶ در تریبون نماز جمعه همین آمار را اعلام کرد اما آنهایی که از سوی بنیاد شهید احراز جانبازی شدند حدود دوهزار نفر است . در واقع حرمت امامزاده به متولی است


و  بمباران شیمیایی سردشت به عنوان نماد قربانی تروریسم بین المللی  است  و از سوی دیگر ما اولین کشوری هستیم که یک شهر غیر نظامی اش مورد آماج بمب های شیمیایی قرار گرفته است.


فاش: چرا سازمان ملل تاکنون سکوت کرده است؟


-در واقع ما اولین قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در سطح جهان هستیم و همین قضیه می تواند یک اهرم  بسیار موثر بر علیه  یاوه گویی های ترامپ، صهیونیسم، استکبار جهانی و کشورهایی است که این روزها دم از مبارزه با تروریسم می زنند، در حالی که در زمان بمباران شیمیایی سردشت سازمان ملل آنها  در سکوت مرگباری قرار گرفته بودند. البته به نظر من سازمان ملل نیست بلکه سازمان دول است و این سازمان متعلق به ۵ یا ۶ کشور است که وضعیت آنها مشخص است .


هشت کشور از آنها کشورهایی هستند که برای بمباران شیمیایی سردشت به خود صدام  سلاح های شیمیایی فروخته بودند در حالی که امروز دم از حقوق بشر و… می زنند اما جالب است که تاکنون هیچکدام از آنها  در دادگاه لاهه هم محکوم نشده اند.


من در مراسم روز جهانی صلح که سفیران کشورهای اروپایی از جمله سفیر هلند (که یک خانم خیلی متین و جدی بود) وقتی مشغول سخنرانی شدم شروع به گریه کرد و بعد از مراسم نزد من آمد و شروع  به عذرخواهی کرد و گفت ما  واقعا کم گذاشتیم .



در واقع صدام قصد نسل کشی داشت و اگر سکوت مرگبار جهانی نبود قطعا بمباران شیمیایی حلبچه (که به نسبت سردشت خیلی وسیع تر بود) اتفاق نمی افتاد در حالی که صدام حتی به ملت خودش هم رحم نکرد.


فاش: آیا آمار قطعی قربانیان بمباران شیمیایی سردشت را دارید؟


ما آمار قربانیان را داریم اما یکی از گلایه های جدی که از بنیاد شهید داریم همین است که جانبازی این عزیزان را  به تاخیر انداخته است و متاسفانه بسیاری از آنها تاکنون شهید شده اند اما با این وجود هنوز هم احراز جانبازی نشده اند.


این در حالی است که بمباران شیمیایی به گونه ای است که روز بروز بر میزان مصدومیت  قربانیان آن افزوده می شود چرا که آثار مواد شیمیایی بین ۵۰ تا ۷۰ سال در طبیعت باقی می ماند .


 الان ما با انجمن شیمی و تعدادی از انجمن های دیگر با کمک اساتید زبده داریم کار می کنیم تا ببینیم میزان تاثیرات ژنی زیست محیطی بر آب، خاک، گیاهان، انسان ها و موجودات زنده در منطقه چگونه بوده است تا بفهمیم کسانی که به ظاهر سالمند و شاید تا چند سال دیگر مبتلا به این بیماری شدند آیا ناشی از بمباران شیمیایی است؟


فاش: بنظر شما چگونه می توان احقاق حق کرد؟


-در مورد جانبازان شیمیایی کشور ما  باید از دو منظر ورود کند یکی از نظر موضوع جانبازی است که بحث داخل کشور است و در این مورد گلایه ما از بنیاد شهید است و بحث دوم  مطرح کردن موضوع درمجامع بین المللی است که در این خصوص وزارت امور خارجه باید به وظیفه اصلی خودش عمل کند.


اما متاسفانه تاکنون کم کاری و در دادگاه لاهه خیلی کار خاصی نکرده است، در حالی که طرح موضوع در مجامع بین المللی می تواند بسیار حائز اهمیت و برای کشور ما یک امتیاز باشد.


فاش: به عنوان یک نماینده آیا تاکنون موضوع را دنبال کرده اید؟


من در دولت دهم بارها به وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد نامه نوشتم و در دولت آقای روحانی هم چندین بار موضوع را تذکر دادم اما نمی دانم چرا موضوع را جدی نگرفتند و یا  شاید برای شان مهم نبود در حالی که موضوع به این مهمی در سطح مجامع بین المللی و داخلی از سوی هر مسئولی نادیده گرفته شود خیانت به خون شهدا، هشت هزار مصدوم شیمیایی سردشت و ۷۵ هزار جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی است.


متاسفانه در دوران جنگ تحمیلی بمباران شیمیایی  فقط در سردشت اتفاق نیفتاد بلکه در شهرهایی مثل مریوان کرمانشاه، ایلام و سایر مناطق رخ داد در حالی که در دوران کنونی با  وجود ۷۵ هزار مصدوم شیمیایی در کشور متولی درست و حسابی برای رسیدگی به آنها وجود ندارد  در حالی که همه آنها با مشکلات مختلفی مواجه هستند .


ببینید به نظر من جانبازان همه وجود خود را اهدا کردند اما جانبازان شیمیایی ازهمه جانبازان مظلوم ترند و حتی یک ثانیه نفس درست و حسابی ندارند و حتی ریه و سینه های شان کلا حبس است.



این مسائل را ما باید یک مقدار جدی تر بگیریم به خصوص در مورد جانبازان شیمیایی باید برخی موضوعات بازنگری شود.


 فاش: نقض بنیاد شهید را چگونه ارزیابی می کنید؟


-من در خصوص مصدومان مین ها هم از بنیاد شهید خیلی گله دارم چرا که مین یک سلاح شخصی نیست که طرف برود و بگویم توسط سلاح شخصی مصدوم و یا معلول شده است. بلکه ناشی از بحث جنگ افزارهای دولتی بازمانده ازجنگ است که در اثر باد و باران شسته می شود و متاسفانه امروز ما شاهد از دست رفتن دست و پا و جان بسیاری ازعزیزان در مناطق مرزی هستیم.


بنظر من دولت باید در این مورد یک فکر اساسی کند، اما متاسفانه با وجود گذشت سه دهه از جنگ هنوز متولی خاصی برای آن مشخص نشده است و کسانی که در مناطق مرزی به هوای کشاورزی و چوپانی بر روی مین رفته و جان و یا اعضای بدن خود را از دست می دهند مورد حمایت قرار نمی گیرند و آنها را به کمیته امداد ارجاع می دهند تا ماهی ۴۰ هزار تومان دریافت کنند که اقدام درستی نیست، در حالی که بنیاد شهید باید متولی این کار باشد اما متاسفانه بنیاد از مسئولیت خود شانه خالی می کند.


متاسفانه بنیاد شهید بودجه دارد اما مدیریت ندارد و رئیس جمهور باید یک بازنگری جدی در این قضیه داشته باشد.


 


فاش: نظر شما در خصوص انتخابی شدن رئیس بنیاد چیست؟


در کمیسیون اجتماعی گفتند که اگر بحث شورایی شدن انتخاب رئیس بنیاد شهید رای بیاورد جامعه هدف خیلی به اجماع نمی رسد در حالی که بنده معتقد  بودم  رئیس بنیاد باید با رای خانواده معظم شهدا و ایثارگران تعیین شود.


فاش: شما موافق یا مخالف بودید؟


من موافق موضوع انتخابی شدن رئیس بنیاد شهید از طریق رای خانواده معظم شهدا، جانبازان و ایثارگران بودم ولی باید در این باره اجماع می شد که من نظر خودم را دادم و با قاطعیت هم بر آن ایستادم. چرا که معتقدم امنیت ، انقلاب و هر آنچه که داریم ثمره خون شهدا است و با نظر این عزیزان در سطح کشور باید رئیس بنیاد شهید به صورت شورایی انتخاب شود.


ما در دوره نهم مجلس یک تحقیق و تفحص از بنیاد شهید داشتیم که دلیل آن نارضایتی خانواده شهدا و جانبازان از این سازمان بود.


ما الان هم به شدت از بنیاد شهید گلایه داریم که چرا به امور مربوط به خانواده شهدا جانباز و ایثارگر به خوبی رسیدگی نمی کند. مثلا معلوم نیست سهام عدالت آنها چه شده است؟ ما می خواهیم این مسائل شفاف سازی شود و تحقیق و تفحصی هم که ما امضا کرده بودیم انتظار داشتیم که نتایج آن به صورت شفاف و دقبق در اختیار مردم قرار بگیرد.


در امریکا وزارتخانه ای به نام  وزارت “کهنه سربازان” برای رسیدگی به امور سربازان امریکایی بازگشته از جنگ وجود دارد در حالی که  تاکنون هیچ کشوری به امریکا حمله نظامی نکرده است و بر عکس تا چند سال پیش این ایالات متحده بوده که به نقاط مختلف دنیا لشکر کشی و حمله کرده است. در حالی که ما  در داخل کشورمان با آن همه تشکیلات عریض و طویل هنوز در مقابل خانواده شهدا و جانبازان واقعا کم گذاشته ایم. اگر چه  در امور رفاهی و بهداشت و درمان می توانیم آنها را توانمند سازی و کمک کنیم و چیزی که درخورشان است را انجام دهیم.


۱۰ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی

هوالمحبوب

سلام علیکم

تصویر قرآنی امروز اختصاص دارد به آیه بسم الله الرحمن الرحیم.

خطاطی این تصویر با خط کوفی انجام شده که امیدوارم از این تصویر بهره لازم رو ببرید و ما را از دعای خیرتان بهره مند بفرمایید. ان شاء الله تعالی.

برای دریافت تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای مشاهده تصویر در ابعاد بسیار بزرگ، اینجا کلیک کنید.

لینک کمکی – پیکوفایل

برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر اینجا کلیک کنید.


لینک کمکی – پیکوفایل

هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ اسلامی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

عناصر استفاده شده در طرح ها یا توسط نکات قرآن طراحی شده یا از سایت ها و از طریق جستجوی اینترنتی به دست می آیند، منبع اصلی تصاویر در صورت مشخص بودن ، در توضیحات طرح ذکر خواهد شد ، در غیر اینصورت مسؤولیت رعایت حقوق کپی رایت بر عهده استفاده کننده خواهد بود.
یا علی مدد

برای دانلود رایگان کلیه فایل های لایه باز ( Psd ) سایت نکات قرآن ( به جز تصاویر ارسالی کاربران ) بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز از لینک زیر استفاده کنید :

دانلود رایگان فایل های لایه باز مطالب ، بر اساس تاریخ انتشار مطلب و نام فایل لایه باز

۱۰ام تیر ۱۳۹۶ مطالب قرآنی


پیکر شهید هوشنگ اکبری جانباز ۷۰ درصد انقلاب اسلامی و نویسنده کتاب‌های سیاسی و انقلابی در ارومیه تشییع شد.


پیکر شهید هوشنگ اکبری نویسنده کتاب‌ها «مافیای سیاسی شرق و غرب»، «بررسی مسائل آمریکای لاتین»، سلسله مقالات مظلومیت پاکستانی‌ها، «جاسوسی و قدرت‌ها»، «انحراف یک جامعه»، «چشم سوم» و کتابی با موضوع «جوابیه‌ای برای سلمان رشدی» در میان حزن و اندوه مردم ارومیه از میدان انقلاب این شهر تشییع شد.


شهید هوشنگ اکبری


شهید هوشنگ اکبری پیش از انقلاب با تحمل ۹ ماه شکنجه از سوی کمیته ضد خرابکاری ساواک که منجر به نقص عضو وی شد به افتخار جانبازی انقلاب اسلامی نائل آمد.


براساس این گزارش سوراخ‌های زیر پای این شهید جای خاموش کردن سیگار از سوی شکنجه گران ساواک بود.


شهید هوشنگ اکبری در شمار با سابقه‌ترین جانبازان انقلاب اسلامی است که روز گذشته بعد از تحمل ۳۸ سال درد و رنج ناشی از جانبازی ۷۰ درصدی که در یکی از تظاهرات زمان انقلاب از ناحیه کمر گلوله خورده و به جانبازی نائل شده بود به شهادت رسید.


انتهای پیام/